اثبات وجود خدا
يا بهتر ميتوان گفت كه به تعداد پديدههاي جهان راه بسوي خدا وجود دارد، و حتي به تعداد ذرات و سلولها و اتمهاي اين عالم.اصولاً علم، راه خداشناسي را هموار ميكند، علم عبارت است از شناخت روابط و علل و نيروهاي اين جهان.
جهان شناسي از مهمترين راههاي خداشناسي است و بدين ترتيب ميتوان به منظور بيان راههاي اثبات وجود خدا كه بحثهاي علمي تجربي را در زمينهي علوم طبيعي، فيزيولوژي انساني، جانوري و گياهي، بيولوژي، زمين شناسي، علوم فيزيك و شيمي، متافيزيك و…بيان كرد و اين حقيقتأ خود دامنهي وسيعي دارد.
اكنون به چند راه خداشناسي اشاره ميكنيم:
ادامه مطلب
دعای من مستجاب شده بود : 
از خدا خواستم مصائب مرا حل کند و خدا گفت: نه
او فرمود: حل مشکلات تو کار من نیست، من به تو عقل دادم، با توکل به من به مراد
مقصود خواهی رسید.
از خدا خواستم غرور مرا بگیرد و خدا گفت: نه
او فرمود: بازگرفتن غرور کار من نیست، بلکه تویی که باید آنرا ترک کنی.
از خدا خواستم کودکان معلول را شفا دهد و خدا گفت: نه
او فرمود: روح کامل است و جسم زودگذر.
از خدا خواستم به من شکیبایی عطا کند و خدا گفت: نه
او فرمود: شکیبایی دست آورد رنج است و به کسی عطا نمی شود، آنرا باید به دست آورد.
از خدا خواستم به من سعادت بخشد و خدا گفت: نه
او فرمود: تبرک می کنم، اما کسب سعادت کار شما است.
ازخدا خواستم روح متعالی به من بخشد و خدا گفت: نه
او فرمود: خود باید متعالی شوی، اما تو را یاری می دهم تا به ثمر بنشینی.
از خدا خواستم مرا کمک کند تا دیگران را به همان اندازه که او مرا دوست دارد
دوست بدارم.
خدا فرمود: آفرین! بالاخره قضیه را دریافتی.
از او نیرو خواستم؛ مشکلات را جلوی پایم گذاشت تا قویتر شوم.
از او حکمت خواستم؛ مسائل بسیاری به من داد تا آن را حل کنم.
از او شهامت خواستم؛ خطر را در مقابلم قرار داد تا از آن بجهم.
از او عشق خواستم؛ انسانهای دردمند را در سر راهم قرار داد تا به آنها کمک کنم.
و از او کمک خواستم؛ به من فرصت داد.
هیچ یک از خواسته های که داشتم دریافت نکردم، اما به آنچه نیاز داشتم رسیدم.
دعای من مستجاب شده بود.

هو السلام
سلامت فطرت:
در شب اسرا و معراج صفت اول دين اسلام كه عبارت است از فطري بودن آن است مورد تاكيد قرار گرفت، در حديث پيامبر (ص) آمده است كه :
«... سپس دو ظرف، يكي شراب و يكي شير را برايم آوردند، من ظرف شير را برداشتم، فرشتهي مامور گفت اين همان فطرت و خلقتي است كه تو و امتت بر آن هستيد.»رواه ابی هریره
سلامت فطرت لب و مغز اسلام است و محال است درهاي آسمان بر روي مردي باز شود كه سيرتي فاسد وقلبي بيمار دارد، فطرت ناپاك بسان چشم تراخمي است كه جز چرك و سياهي چيزي از آن تراوش نميكند، چه بسا اين سياهي زشت را در وراي رنگهاي پاك و ظريف و ظاهري فريبنده پنهان كند اما آنچه مردم را فريب ميدهد پروردگار عالم را فريب نميدهد... و روزگاري، خود عبادات پوشش فطرتي، فاسد قرار گيرد، چنين عبادات ناپاك را ميتوان پست ترين درجهي گناهان شرم آور دانست. هر اندازه تمدن به پيشرفت و ترقي نايل آيد انسان بيشتر در تصنع و تكلف قرار ميگيردو خود را به عبادات و تقاليدي مشكل و سخت مقيد ميسازد و اكثر اين تكلفات به صورت پردهي پنهان كنندهي نور فطرت و پاكي و درخشندگي درآمده و آزادگي آن را مكدر ميكند ، مبغوض ترين چيز در نزد خدا اين است كه قيد و بندهاي دست وپاگير به نام دين معرفي شوند و قلب و نفس انسانها در زندان آنها، دست و پا بسته و افسرده باقي بمانند.
از يادداشتهاي امام غزالي

اسلام و دل
بخشي كه مي خواهيم دربارهي آن سخن بگوييم، ناحيهي دل است، سخن را از دل آغاز ميكنيم:
دل: داراي نگرشها، آمادگيها و مفاهيمي است كه بر اساس آنها عنوان رباني يا شيطاني بر آن اطلاق ميگردد. اسلام آمده كه دلها را متوجه مفاهيم ارزشمند و والا قرار دهد.
اين مفاهيم چيست؟ مومن حساس، باشعور و كشاف است كه اگر از قساوت دور باشد حقايق امور را به عيان مشاهده ميكند:
انما المومنون الْذين ٳذا ذكر اللهُ وجلت قلوبُهم و ٳذا تليت عليهم ءاياتهُ زادتهم ايمانأ و علي ربْهم يتوكْلون الذين يقيمون الصلاة و ممْا رزقناهُم ينفقون اولئك همُ المومنون حقأ لهم درجات من عند ربٌهم و مغفرة و رزق كريم
ادامه مطلب
به نام خداوند بخشنده ي مهربان
در زندگي صنعتي ويكنواخت امروزي كه انسان در محاصرهي انواع آلودگي هاي محيطي و عوامل استرسزا قرار دارد، نقش سازندهي عبادت وارتباط با خالق قادرو متعالي كه تمام هستي در قبضهي قدرت اوست و در جاي جاي هستي، حكمت و علم بي پايانش مشاهده ميشود، غير قابل انكار است.
امروزه بشر متمدن قرن بيست و يكم به آرامش و سلامت رواني، بيشتر از هر چيزي محتاج است، آمارهاي سازمان بهداشت جهاني حاكي از وجود 400ميليون بيمار رواني، ناشي از مشكلات فردي، اجتماعي و استعمال الكل و مواد مخدر است.
[سازمان جهاني بهداشت، 1380ص4]
احساس ارتباط و پيوند با منبع جاودانهي قدرت و توكل و اعتماد بر ذات بينظير خداوندي،
آدمي را از تنهايي، احساس بيپناهي و سردرگمي ميرهاند و آرامش حقيقي را به او عطا ميكند.برنامهي منظم و مداوم عبادت، پرهيز از پليديها و محرمات، انجام حركتهاي اجتماعي، دستورات مداوم به اخوت و برادري و اميد به رضايت و خشنودي خالق جهان، آرامش و اطمينان قلبي فرد مسلمان را چند برابر ميكند.
[شاملو، سعيد، 1366ص359]
ادامه مطلب
هو الله الخالق
بعد از وحی
بعد از نزول وحی پیامبر ( ص) در مورد اسلام بحث و سخن را آغاز کرد و به راهنمایی مردم پرداخت و دین خدا را بر آنان عرضه نمود سوره های قرآن که در مکه نازل شده است ، عقاید و اعمالی را بیان می کند که بندگان خدا مکلف به انجام آن می باشند و به پیامبر توصیه کرده که تقویت و رشد آن امور را به عهده بگیرد و می توان آنها را در موارد زیر خلاصه و بیان نمود :
۱- وحدانیت و یکتایی مطلق : بنابراین اصل ، انسان بنده ی هیچ موجود و عنصری در آسمان وزمین نیست زیرا هرچه در آسمان و زمین قرار دارد همه مخلوق و بنده ی خدایند ، در مقابل عظمتش سر تعظیم فرود می آورند و در پیشگاهش سر عبادت و بندگی به زمین می سایند و در مقابل حکمتش تسلیم محض هستند و در این میان شریک یا شفیع یا واسطه ای وجود ندارد و هر بنده ای می تواند مستقیما و بدون واسطه به پیشگاه پروردگار خود روی می آورد و بشتابد.
بدون انکه بزرگ یا کوچکی را وسیله وشفیع قرار دهد و بر هر کس لازم است به انکار و مخالفت و ستیز افرادی بر خیزد که خود را وسیله و شفیع قرار داده اند یا دیگران آنها را وسیله و شفیع قرار داده اند و باید آنها را به جایگاه و موقعیت شایسته ی خود پایین بکشند و انسان باید تمام روابط فردی و اجتماعی خود را بر این اساس قرار دهد.
هو الله الخالق
بعد از وحی
بعد از نزول وحی پیامبر ( ص) در مورد اسلام بحث و سخن را آغاز کرد و به راهنمایی مردم پرداخت و دین خدا را بر آنان عرضه نمود سوره های قرآن که در مکه نازل شده است ، عقاید و اعمالی را بیان می کند که بندگان خدا مکلف به انجام آن می باشند و به پیامبر توصیه کرده که تقویت و رشد آن امور را به عهده بگیرد و می توان آنها را در موارد زیر خلاصه و بیان نمود :
۱- وحدانیت و یکتایی مطلق : بنابراین اصل ، انسان بنده ی هیچ موجود و عنصری در آسمان وزمین نیست زیرا هرچه در آسمان و زمین قرار دارد همه مخلوق و بنده ی خدایند ، در مقابل عظمتش سر تعظیم فرود می آورند و در پیشگاهش سر عبادت و بندگی به زمین می سایند و در مقابل حکمتش تسلیم محض هستند و در این میان شریک یا شفیع یا واسطه ای وجود ندارد و هر بنده ای می تواند مستقیما و بدون واسطه به پیشگاه پروردگار خود روی می آورد و بشتابد.
بدون انکه بزرگ یا کوچکی را وسیله وشفیع قرار دهد و بر هر کس لازم است به انکار و مخالفت و ستیز افرادی بر خیزد که خود را وسیله و شفیع قرار داده اند یا دیگران آنها را وسیله و شفیع قرار داده اند و باید آنها را به جایگاه و موقعیت شایسته ی خود پایین بکشند و انسان باید تمام روابط فردی و اجتماعی خود را بر این اساس قرار دهد.
ادامه مطلب
