راههای نفوذ شیطان برصالحین
حقیقت شیطان
ادامه مطلب
ابی بن کعب
اولین کاتب وحی در مدینه 
زمزمه نام این صحابی درملاء اعلی صفا بخش جمع ملائک بود.در حدیث صحیح آمده است که پیامبر (ص) ابی بن کعب را فراخواند وبه او گفت : جبرئل برمن نازل گردید وبه من فرمان داد تا سوره بینه را برتو بخوانم.
ابی گفت : آیا خداوند نام مرا برای شما باز گو نموده است .پیامبر خدا (ص) فرمودند: بله . ابی آنچنان گریست که صورتش از اشک خیس شد .
حال اندکی بیشتر در محضر ابی باشیم تا او را بهتر بشتاسیم :
نویسنده:محمود ویسی
ادامه مطلب
از هجرت تا فتحه مکه 
آمادگی برای جنگ
در بدر روی تپه ای مسلط برمیدان جنگ برای رسول خدا سایبانی درست کردند وحضرت در محل جنگ می آمد ومی رفت وبا دستش اشاره می کرد که این انشاء الله محل مرگ فلان است و این محل مرگ فلان .و.....وهیچ کدام از آن اشارات خطا نکرد
وقتی مشرکان وکفار قریش ظاهر شدند وهر دو طرف همدیگر را دیدند حضرت رسول فرمود :«بارالها ! این قریش است که سواره وبا افتخار آمده اند که با تو بجنگند ورسول تورا تکذیب کنند!» وآن واقعه شب جمعه هفدهم ماه رمضان بود .وقتی شب را به روز آوردند پیشاهنگان لشکر قریش ظاهر شدند وهر دو طرف صف آرایی کردند .....
التماس دعا
ادامه مطلب
كليد چهارم : قرائت بايد هنگام شب باشد 
شب و به خصوص سحرگاهان ، بهترين وقت براي به خاطر سپردن است و حافظه انسان به علت آرذامش و سكوت و همچنين به سبب بركت ان وقت (هنگام نزولات الهي) به بالاترين درخه خود مي رسد . و درهاي آسمان در هنگام سحر گشوده مي شود .پس هر چيزي را كه مي خواهي به حافظه بسپاري به طول روز بتواني ان راياد بياوري ، بايد درهنگام سحر آن را حفظ كني .
ادامه مطلب
دعا براي كسي كه لباس نو پوشيده است .
« تُبْلِي وَ يُخْلِفُ اللهُ تَعَالَي»
(خدا كند اين لباس را تا مدتي بپوشيد و كهنه نمائيد و خداوند تعالي به جاي آن ، لباس ديگري به شما دهد [يعني خداوند شما را از عمر طولاني برخوردار نمايد]. )
« اِلْبِسْ جَدِيداً ، وَعِشْ حَمِيداً ، وَمُتْ شهِيداً»
(لباس جديدي را بپوشي ، و زندگي نيكويي داشته باشي و با شهامت از اين دنيا بروي) .
«اسماء دختر حضرت ابوبكر صديق»
تمام اسباب مجد و افتخار و شرف در وجود اين زن صحابي جمع است پدر، پدربزرگ، خواهر، شوهر و پسرش، همگي صحابه بودند.
اين شرف و افتخار او را بس است.
پدرش، حضرت ابوبكر صديق. دوست و رفيق زمان حيات پيامبر (ص) و جانشين بعد از رحلت ايشان بود.
پدر بزرگش يعني ابوقحافه پدر حضرت ابوبكر است.
خواهرش عبارت است از امالمومنين حضرت عايشه پاكدامن و مبرا. شوهرش، زبير بن عوام، يار و ياور حضرت رسول اكرم (ص) بود.
ادامه مطلب
فکر
اسلامی
همه انسانها براینکه توافق دارند که گام نخست در پیشرفت وتولید (مادی ومعنوی)اندیشیدن است.اما چرا به اندیشیدن وتفکر نیازمندیم.
پاسخ به این سوال شاید آسان ویا دشوار تلقی شود غالباهم با دشوار تلقی کردن آن میل به فرارازاندیشیدن بسیار است .اما باید دانست که انسان از طریق اندیشیدن به انسانیتی می تواند برسد که از راههای دیگر قابل حصول نیست .توجه بیش از اندازه به عمل صرف در عین نکات مثبت به نتایج هولناکی ممکن است برسد که از آثار بی اندیشیگی است اما باید دید در واقع امر،آن گوهری که از طریق اندیشیدن حاصل می شود چیست؟
ادامه مطلب
اجتناب ورزی از عوامل وسرچشمه های مفاسد اخلاقی امروزه سیل عظیم تهاجم فرهنگی جهت نابودی
بنیان برانگیز نسل جوان به راه افتاذه است .بی گمان هر کس درمعرض آن سیل عظیم عرض اندام کند امواج خشمگین آن او رابا خود به این سو وآن سو می برند وبه هیچ وجه نمی توان به این کار گفت: شجاعت ودلیری !نسل نوپای اسلام خواه بایستی متوجه این نکته بشود که امروزه ما با رگباری از گلوله های محرک وفتنه انگیز شهوانی مورد تهاجم قرار گرفته ایم که حتی انسانهای صبوروشکیبا را هم متحیر وسرگردان کرده است. آری سرچشمه های فساد اخلاقی در همه جای دنیا فعالیت کرده وقصد دارند با
انتشار مطالب ومسایل کذابی نسل جوان را به بیراهه بکشانند
ادامه مطلب
ازهجرت تافتح مکه 
رسول الله نزدابوبکرآمد وگفت: به راستی خداوند به من اجازه خارج شدن وهجرت داده است.ابوبکر گفت:با هم یارسول الله ؟ گفت:باهم.ابوبکرازخوشحالی گریست.آنگاه دوشتر راکه قبلا برای این سفر مبارک آماده کرده بود تقدیم داشت.وعبدالله پسر اریقط رابه اجازه گرفت تا راه رابه ایشان نشان دهد .رسول الله به علی امرکرد درمکه بماند تا اماناتی که نزد حضرت بود به صاحبانش پس دهد زیراهیچکس نبود درمکه که مال یا وسیله مهمی داشته باشد مگر اینکه ان نزد پیامبر می گذاشت به خاطر صداقت وامانت داریش.
درآغاز ثور
ادامه مطلب
پیامبری ازکنارخانه ما رد شد 
پیامبری از کنارخانه ماردشد.باران گرفت .مادرم گفت :چه بارانی می آید .پدرم گفت : بهاراست. وما نمی دانستیم بهار وباران نام دیگر پیامبر است .
پیامبری ازکنار خانه ماردشد.لباسهای ماخاکی بود. اوخاک روی لباسهای ما را به اشارتی تکانید. لباس مااز جنس ابریشم ونورشدوماقلبمان رااززیرلباسمان دیدیم.پیامبری ازکنار خانه ماردشد.آسمان حیات ما پرازعادت ودودبود. پیامبر کنارشانزد.خورشیدرا نشانمان داد وتکه ای ازآنرا توی دستهایمان گذاشت .
پیامبری ازکنار خانه ما رد شد وناگهان هزار گنجشک عاشق از سرانگشتهای درخت کوچک باغچه روییدندوهزار آوازی راکه درگلویشان جامانده بود به مابخشیدند.ومابه یاد آوردیم که بادرخت وپرنده نسبت داریم .پیامبری ازکنارخانه ما ردشد.ماهزاردربسته داشتیم وهزار قفل بی کلید. پیامبری کلیدی برایمان آورد .اما نام اوراکه بردیم قفل ها بی رخصت کلید بازشدند. من به خدا گفتم که امروز پیامبری ازکنار خانه ما ردشد.امروز اینجا بهشت است .خداگفت :کاش می دانستی هرروز پیامبری ازکنار خانه تان می گذرد وکاش می دانستی بهشت همان قلب توست.
نویسنده:دکتر یوسف القرضاوی
کافی نخواهد بود که ما فقط تعریف ایمان و مفهوم آن را بدانیم بلکه لازم است که محتوا و متعلقات ایمان را نیز باز شناسیم . پس باید بفهمیم که منظور ما از ایمان در این بحث دقیقا چیست ؟ مردم کلمه ایمان را خیلی پیش و پا افتاده تلقی کرده اند . و در جاهایی این کلمه را بکار برده اند که جای بکار بردن در این کلمه نیست . مثلا امروزه ما می خواهیم : ایمان به کمنیستم ، ایمان به میهن ، ایمان به انقلاب بلاخره ایمان به چیزهای افراد و گروهای بشری برای خودشان بدعت کرده اند که خداوند اذن و اجازه به آنها نداده است مردم هر چه می خواهند بگویند اگر ما خود ایمانی را که منظورمان است خوب بشناسیم هر آنچه را که بگویند برای ما مساله ای نخواهد بود ایمان مورد نظر ما آن ایمانی است که وقتی کلمه ایمان را بدونه هیچ پسوندی که بکار می بریم به ذهنمان می رسد . همان ایمان و باور اعتقاد دینی که بشریت از دوران کودکیش به آن مانوس بوده ، و در خردسالی و دوران جوانی و کهولتش نیز از آن دست بر نداشته ، و هنوز که هنوز است بسیاری از رفتارها و کردارهای افراد به جوامع و تحت نفوذ کنترل دارد ....
فرشته فراموش کرد.
فرشته تصمیمش را گرفته بود.پیش خدا رفت وگفت: خدایا می خواهم زمین رااز
نزدیک ببینم. اجازه می خواهم ومهلتی کوتاه .دلم بی تاب تجربه ای زمینی است.
خداوند درخواست فرشته راپذیرفت.
ادامه مطلب
پیش از هجرت
طفیل پسر عمرودوسی به مکه آمد.طفیل مردی بزرگواروشاعری دانا بود.قریش مانع رسیدن اوبه حضرت می شدندواو را از رفتن به پیش حضرتوشنیدن سخنا نش هشدار می دادند ومی ترساندند
ومی گفتند:به راستی مااز آنچه که به سر ما آمده برای خود وقومت نگرانیم پس نبایدبا او(محمد) گفتگو کنید واز اوچیزی بشنوید . طفیل میگوید: سوگند به خدا دست بردارم نشدندتا تصمیم گرفتم که هیچی از او نشنوم وبا اوصحبت نکنم مگر اینکه گوشم رااز پنبه پرکنم. بامداد به مسجد رفتم که ناگاه دیدم رسول خدا ایستاده نزدیک کعبه که نماز می خواند. نزدیکش ایستادم .
ادامه مطلب
دعاي پوشيدن لباس
1- «الْحَمْدُللهِ الَّذي كَسَانِي هَذَا (الثَّّوابَ) وَ رَزَقَنِيِهِ مِنْ غَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لاَ قُوَّهٍ . . .» .
(حمد از آن خدايي است كه اين لباس را به من بپوشانيد و بدون اينكه من قدرت و توانايي داشته باشم ، آنرا به من عنايت كرد .)
دعاي پوشيدن لباس نو
«الَّهُمَ لَكَ الْحَمْدُ اَنْتَ كَسَوْتَنِيهِ ، اَسْاَلُكَ مِنْ خَيْرِهِ وَ خَيْرِ مَا صُنِعَ لَهُ وَ اَعُوذُبِكَ مِنْ شَرِّهِ وَ شَرِّ مَا صُنِعَ لَهُ» .
(الهي ! ستايش براي توست . تويي كه اين لباس را به من پوشاندي ، از تو خير آنرا مي خواهم و خير آنچه را كه براي آن ساخته شده است و به تو از بدي آن وبدي آنچه كه براي ان ساخته شده است پناه مي برم) .
در عصري به سر مي بريم كه بر عكس روشني و نورهائي كه در ميان اماكن و جسمها وجود دارد و عليرغم اختراع منابع عظيم انرژي نوري و روشن شدن بسياري از تاريكيها هنوزهم اكثر بشريت در ظلمت و تاريكي به سر مي برند ، در ميان نورافكنها و چلچراغها و نئونها كه چشم را خيره مي كنند و عقل را متحير بصيرت را كوري و روح را جهالت فرا گرفته است و انسان كه بسياري ناشناخته ها را كشف و حل نموده در منور كردن روح و قلب خود حيران و درمانده است و جاي شكر و خوشحالي را وارد كه تا در نوراني كردن اطرافش به پيشرفت مي نمايد بيشتر احساس تاريكي درون را درك مي كند ، و اكنون جاهليت بيماري قرن هاست و بشر اين بيماري تاريكي دورن را رك ميكند و آن را احساس مي كند .
ادامه مطلب
کی کجا مسکن دارد؟
ادامه مطلب
هجرت به حبشه و حوادث بعد از آن
وقتي، حضرت رسول (ص) ديد كه يارانش دچار گرفتاري و ناراحتي ميشوند، و او نيز نميتواند، از آن جلوگيري نمايد، دستور فرمود كه به سرزمين حبشه، مهاجرت كنند. تا اين كه از طرف خداوند براي ايشان گشايشي برسد. سرزمين حبشه، شهرياري داشت كه در پيش او به هيچ كس، ظلم نميرسيد و آنجا سرزمين محبت و مودت و دوستي بود. لذا، جمعي از مسلمانان، به آن جارفتند. و اين اولين هجرتي بود كه ده نفر از مسلمانان به سرپرستي عثمان پسر مظعون(ع) به آن اقدام نمودند.
ادامه مطلب
ويژگيهاي قوانين و شريعت اسلامي
جوانان عزيز :
آيا ميدانيد كه بسياري از كساني كه خود را به « دين اسلام » منتسب كرده و ادعاي مسلمان بودن دارند، چيزي از خصائص و ويژگيهاي قرآن، قانون اساسي اين دين، و مزاياي خاص اين شريعت رساي اسلامي نميدانند؟
بدرستی اگر ميدانستند هرگز در مقابل دينشان چنين موضع تهي و بي ارزشي اتخاذ نميكردند و بدينگونه از اين كتاب آسماني روي برنميگرداندند، چون انسان دشمن چيزي است كه نميداند، و آنكه چيزي ندارد، نميتواند آنرا ببخشد!
ادامه مطلب
مسلمان و زيبايي :
برخي ميانگارند كه ميان اسلام و زيبايي خصومتي است كه از مسلمانان ميخواهد تا با ترشرويي به دنيا نگريسته و به همهي مظاهر زيبايي، زينت و شكوهي كه در آن هست، پشت دهند. با اين پندار ترشرويانه از مظاهر، زيبايي، هنرها وابداعات زيبايي كه در اين جهان وجود دارد، سخن ميگويند يا تعبير ميكنند. اگر اين رفتار خشونت آميز وخشم آلود اثري از آثار امتحاناتي باشد كه مسلمانان در مرحلهي ضعف و ناتواني زندگيشان به آنها، آزموده ميشوند ويا واكنشي در برابر مبارزه طلبیهای دشمنانهاي كه غم و اندوه را بر پيكرهي نحيف اسلامي تحميل ميكنند ويا نماز خشم و ناراحتي به سبب نقض حدود الهي باشد، در اين حالت توجيه پذير است. اما از اينكه چنين رفتاري به نظر اين دسته از مسلمانان جزو خواستههاي روش اسلامي در زندگي تلقي شود، در اين صورت مقتضي است تا موضع اسلام در تبادل زيباييهاي زندگي كاملاً روشن گردد.
ادامه مطلب
مقدمه : سورهي حجرات داراي 18 آيه ميباشد كه هر آيهاي از آن همچون حجرهاي در خانهاي بزرگ و به تعبيري روشي براي زيستن در جامعه است كه عمل به اين آيات كليد گشودن در اين حجرهها و رسيدن به آرامش در آن است. عمل به آيات اين سوره تضمين كننده ی امنيت و سلامت رواني و نظم و بقاء جامعه و فرد و تشكيل جامعهي ايدهآل و مورد نظر خداوند است ؛ كه 14 قرن پيش پيامبر ( ص) با تربيتي حكيمانه، صبر فروان، تلاش مستمر و با هدف خدا اين جهان مورد نظر خداوند وجود واقعي پيدا كرد.
ادامه مطلب
كليد سوم : مشغول شدن به قرآن :
اين يكي از مهمترين كليدهاي تدبردر قرآن است كه داراي جايگاه والايي است و تعدادي از نصوص در مورد اهميت آن آمده است : و من اليل فتهجد به نافله لك عسي ان يبعثك ربك مقاما محمودا ( اسراي 79) : در پاسی از شب از خواب برخيز و در آن نماز تهجد بخوان اين يك فريضهي اضافي براي توست باشد كه خداوند تو را به مقام ستودهاي برساند.
( يآايها المزمل، قم اليل ألا قليلاً، نصفه و أونقص منه قليلا، أو زِد عليه و رتل القرآن ترتیلا - أناسنلقي عليك قولاً ثقيلاً ( مزمل 5 – 1) : اي جامه به خود پيچيد ه– شب جز اندكي از شب بيدار بمان - نیمی از شب يا كمي از نيمه بكاه – يا بر نيمهي آن بيفزا و قرآن را خيلي خوب بخوان - ما سخن سنگين را بر تو نازل خواهيم كرد.
ادامه مطلب

