مختص بودن عبودّیت به خدا، بخشی از نخستین رکن عقیده اسلامی است که در شهادت دادن به (( لا اله الاّ الله )) تجسم پیدا کرده است و اخذ رهنمود از پیامبر ( ص ) نیز در مورد کیفیت این عبودیت، بخش دوم آن را تشکیل می دهد که در اقرار به (( محمّد رسول الله )) متبلور است.
تنها در قلب مؤمن مسلمان هر دو این رکن می تواند تجسم پیدا کند. چون سایر اصول ایمان و ارکان اسلام همه به مقتضای همین قاعده و زیر بن شکل می گیرند. از این رو ایمان به (( ملائکه )) و (( کتابهای الهی )) و (( پیامبران )) و (( روزآخرت )) و ((قدر خیر و شر )) و همچنین (( نماز و زکات و روزه و حج )) و حتی (( حدود و تعزیرات و حلال و حرام و معاملات و تشریعات )) و (( رهنمودهای اسلامی )) همگی بر روری شالوده عبودیت محض خداوند پی ریزی می شوند. چنان که تنها مرجع معتبر در تمام موارد هم دستوراتی است که پیامبر خدا ( ص ) از جانب خداوند به ما ابلاغ نموده اند و اصولاً جامعه اسلامی جامعه ای است که این قواعد و مقتضیات آن بدون هیچ کم و کاستی در آن متبلور گردد. چون در غیر این صورت، جامعه ای اسلامی به شمار نخواهد آمد.
ادامه مطلب
« آن حضرت ( ص) از بدگویی وبی عفتی خیلی به دور بود، در بازار و مجامع و اماکن عمومی صدایبش را بلند نمی کرد؛ بدی را با بدی پاسخ نمی داد، بلکه عفو وگذشت می نمود؛ با دست مبارکش احدی را مورد ضرب وشتم قرار نداد، مگر در میدان جهاد در راه خدا. هیچ خدمتگزار ویا زنی را ضرب و شتم نکرد؛ من ندیدم که آن حضرت « ظلمی روا بدارد و یا از کسی انتقام بگیرد. البته هر گاه حدود الهی پایمال می شد آن حضرت « از هر کس دیگری بیشتر خشم می گرفت. وقتی در گزینش بین دو چیز اختیار داده می شد، آسان ترین آنها را اختیار می کرد؛ هر گاه وار منزلش می شد، سلوکش همانند عموم مردم بود؛ لباسهایش را تمیز می کرد؛ گوسفندش را می دوشید و کارش را با دست خود انجام می داد؛ زبان مبارکش را جز به حق نمی گشود. مردم را با خود مأنوس می کرد و متنفرنمی ساخت؛ بزرگ هر گروهی را گرامی می داشت و او را برای آنان سرپرست قرار می داد؛ در برخورد با مردم، جانب احتیاط را رعایت می فرمود، بدون اینکه آنان را از خوشرویی و اخلاق زیبایش محروم کند.
ادامه مطلب

