تبليغاتX
مجمع قرآن سنندج *بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * وَالْعَصْرِ *إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ*إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

 

    احکام روزه ماه مبارك رمضان بر اساس مذهب امام شافعي

 الله تعالي مي فرمايد:* يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ* «اي كساني كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كساني كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهيزگاري كنيد» و رسول الله ه در مورد فضيلت روزه اين ماه مي فرمايد:**إِذَا دَخَلَ رَمَضَانُ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ وَغُلِّقَتْ أَبْوَابُ جَهَنَّمَ وَسُلْسِلَتْ الشَّيَاطِينُ**[1] (هرگاه رمضان داخل شود درهاي بهشت باز مي گردند و درهاي جهنم بسته مي شوند و شياطين در غل و زنجير قرار مي گيرند.)
بقیه در ادامه مطلب
 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 13:53 | لینک ثابت |

فکراسلامی

همه انسانها براینکه توافق دارند که گام نخست در پیشرفت وتولید (مادی ومعنوی)اندیشیدن است.اما چرا به اندیشیدن وتفکر نیازمندیم.

پاسخ به این سوال شاید آسان ویا دشوار تلقی شود غالباهم با دشوار تلقی کردن آن میل به فرارازاندیشیدن بسیار است .اما باید دانست که انسان از طریق اندیشیدن به انسانیتی می تواند برسد که از راههای دیگر قابل حصول نیست .توجه بیش از اندازه به عمل صرف در عین نکات مثبت به نتایج هولناکی ممکن است برسد که از آثار بی اندیشیگی است اما باید دید در واقع امر،آن گوهری که از طریق اندیشیدن حاصل می شود چیست؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 12:26 | لینک ثابت |

نقش ایمان درزندگی

نویسنده:دکتر یوسف القرضاوی  

کافی نخواهد بود که ما فقط تعریف ایمان و مفهوم  آن را بدانیم بلکه لازم است که محتوا و متعلقات ایمان را نیز باز شناسیم . پس باید بفهمیم که منظور ما از ایمان در این بحث دقیقا چیست ؟ مردم کلمه ایمان را خیلی پیش و پا افتاده تلقی کرده اند . و در جاهایی این کلمه را بکار برده اند که جای بکار بردن در این کلمه نیست . مثلا امروزه ما می خواهیم : ایمان به کمنیستم ، ایمان به میهن ، ایمان به انقلاب بلاخره ایمان به چیزهای افراد و گروهای بشری برای خودشان بدعت کرده اند که خداوند اذن و اجازه به آنها نداده است مردم هر چه می خواهند بگویند اگر ما خود ایمانی را که منظورمان است خوب بشناسیم هر آنچه را که بگویند برای ما مساله ای نخواهد بود ایمان مورد نظر ما آن ایمانی است که وقتی کلمه ایمان را بدونه هیچ پسوندی که بکار می بریم به ذهنمان می رسد . همان ایمان و باور اعتقاد دینی که بشریت از دوران کودکیش به آن مانوس بوده ، و در خردسالی و دوران جوانی و کهولتش نیز از آن دست بر نداشته ، و هنوز که هنوز است بسیاری از رفتارها و کردارهای افراد به جوامع و تحت نفوذ کنترل دارد ....

 

نوشته شده توسط مجمع قرآن در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:19 | لینک ثابت |

ويژگي­هاي قوانين و شريعت اسلامي

   جوانان عزيز :

آيا مي­دانيد كه بسياري از كساني كه خود را به « دين اسلام » منتسب كرده و ادعاي مسلمان بودن دارند،  چيزي  از خصائص و ويژگي­هاي قرآن،  قانون اساسي  اين دين، و مزاياي  خاص اين شريعت رساي اسلامي نمي­دانند؟

 بدرستی اگر مي­دانستند هرگز در مقابل دينشان چنين موضع تهي و بي ارزشي اتخاذ نمي­كردند و بدين­گونه  از اين كتاب آسماني روي برنمي­گرداندند، چون انسان دشمن چيزي است كه نمي­داند، و آنكه چيزي ندارد، نمي­تواند آنرا ببخشد!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 12:21 | لینک ثابت |

كليد سوم : مشغول شدن به قرآن :

اين يكي از مهمترين كليدهاي تدبردر قرآن است كه داراي  جايگاه والايي است و تعدادي از نصوص در مورد اهميت آن آمده است : و من اليل فتهجد به نافله لك عسي ان يبعثك ربك مقاما محمودا ( اسراي 79) :  در پاسی از شب از خواب برخيز و در آن نماز تهجد بخوان اين يك فريضه­ي اضافي براي توست باشد كه خداوند تو را به مقام ستوده­اي  برساند.

( يآايها المزمل، قم اليل ألا قليلاً، نصفه و أونقص منه قليلا، أو زِد عليه و رتل القرآن ترتیلا -  أناسنلقي عليك قولاً ثقيلاً ( مزمل 5 – 1)  :  اي جامه به خود پيچيد ه– شب جز اندكي از شب بيدار بمان  - نیمی از شب يا كمي از نيمه بكاه – يا بر نيمه­ي آن بيفزا و قرآن را خيلي خوب بخوان -  ما سخن سنگين را بر تو نازل خواهيم كرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 12:9 | لینک ثابت |

تدبر در قرآن و کلیدهای ده گانه

تدبر درقرآن        

بحث زیر در مورد تدبر در آیات قرآنی است که در ابتدا به طور بسیار مختصر در مورد خود تدبر توضیح داده شده و سپس کلیدهای ده گانه در ادامه درج خواهد شد.

مسئله ی اول: معنای تدبّر

تدبر یعنی تفکر فراگیری، که آخرین دلالتهای کلامی و اهداف دور از نظر را فرا بگیرد.

و معنای تدبر در قرآن؛ همان تفکر و تأمل در آیات قرآن برای فهمیدن، درک معانی، حکمتها و اهداف آن است.         

مسئله ی دوم: نشانه های تدبر

خداوند متعال در کتاب خود، نشانه ها و صفاتی را که تدبر قرآن را وصف می کند، ذکر کرده و آن را به روشنی توضیح داده: ﴿ و إذا سَمعوا مآ أُنزل إلی الرّسولِ تَرا أعیُنهم تفیض من الدَّمع ممّا عرفوا من الحق یقولون ربّنا ءامنّا فکتبنا مع الشاهدین: و آنان هر زمان بشنوند چیزهایی را که بر پیامبرنازل شده، به دلیل شناخت حق و حقیقت چشمانشان را می بینی که پر از اشک شده، می گویند: پروردگارا؛ ایمان آوردیم، پس ما را از زمره ی گواهان به شمار آور.                            [مائده – 83]

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 11:58 | لینک ثابت |

 

دعای من مستجاب شده بود :    

 

 

از خدا خواستم مصائب مرا حل کند و خدا گفت: نه

او فرمود: حل مشکلات تو کار من نیست، من به تو عقل دادم، با توکل به من به مراد

مقصود خواهی رسید.

از خدا خواستم غرور مرا بگیرد و خدا گفت: نه

او فرمود: بازگرفتن غرور کار من نیست، بلکه تویی که باید آنرا ترک کنی.

از خدا خواستم کودکان معلول را شفا دهد و خدا گفت: نه

او فرمود: روح کامل است و جسم زودگذر.

از خدا خواستم به من شکیبایی عطا کند و خدا گفت: نه

او فرمود: شکیبایی دست آورد رنج است و به کسی عطا نمی شود، آنرا باید به دست آورد.

از خدا خواستم به من سعادت بخشد و خدا گفت: نه

او فرمود: تبرک می کنم، اما کسب سعادت کار شما است.

ازخدا خواستم روح متعالی به من بخشد و خدا گفت: نه

او فرمود: خود باید متعالی شوی، اما تو را یاری می دهم تا به ثمر بنشینی.

از خدا خواستم مرا کمک کند تا دیگران را به همان اندازه که او مرا دوست دارد

دوست بدارم.

خدا فرمود: آفرین! بالاخره قضیه را دریافتی.

از او نیرو خواستم؛ مشکلات را جلوی پایم گذاشت تا قویتر شوم.

از او حکمت خواستم؛ مسائل بسیاری به من داد تا آن را حل کنم.

از او شهامت خواستم؛ خطر را در مقابلم قرار داد تا از آن بجهم.

از او عشق خواستم؛ انسانهای دردمند را در سر راهم قرار داد تا به آنها کمک کنم.

و از او کمک خواستم؛ به من فرصت داد.

هیچ یک از خواسته های که داشتم دریافت نکردم، اما به آنچه نیاز داشتم رسیدم.

دعای من مستجاب شده بود.

 

 

نوشته شده توسط مجمع قرآن در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 ساعت 23:16 | لینک ثابت |

                                                       هو الرحمن

                                                       اسلام و دل

بخشي كه مي خواهيم درباره‌ي آن سخن بگوييم، ناحيه‌ي دل است‌، سخن را از دل آغاز مي‌كنيم:

دل: داراي نگرشها، آمادگيها و مفاهيمي است كه بر اساس آنها عنوان رباني يا شيطاني بر آن اطلاق مي‌گردد. اسلام آمده كه دلها را متوجه مفاهيم ارزشمند و والا قرار دهد.

اين مفاهيم چيست؟ مومن حساس، باشعور و كشاف است كه اگر از قساوت دور باشد حقايق امور را به عيان مشاهده مي‌كند:

انما المومنون الْذين ٳذا ذكر اللهُ وجلت قلوبُهم و ٳذا تليت عليهم ءاياتهُ زادتهم ايمانأ و علي ربْهم يتوكْلون  الذين يقيمون الصلاة و ممْا رزقناهُم ينفقون اولئك همُ المومنون حقأ لهم درجات من عند ربٌهم و مغفرة و رزق كريم 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 23:44 | لینک ثابت |

 

     بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله، لا نعبد و لا نستعين الا ايّاه ، والصَلاة و السَلام علي رسول الله و من والاه.

متأسفانه در اين اواخر برخي از جوانان كه اكثراُ دلسوز دين و منادي حاكميت شريعت اند، علي رغم قلت معرفت موازين علمي در استنباط احکام از قرآن و سنت ، خود را در مقام مهم "فتوا" وخطرناکتر از آن  قضاوت در مورد " ايمان و آخرت" ديگران نشانيده، و برخي ازداعيان دعوت حق و راهيان راه انبياء و پرچمداران جهاد و اجتهاد و پيروان برخي ازجماعت ها و فرقه هاي مسلکي و مذهبي را به "کفر و ارتداد"متهم نموده اند.

 غافل از اينکه :

 " هرکس بدون علم(و برخورداري از شرايط لازم) فتوا بدهد، هم خود گمراه مي گردد و هم باعث گمراهي ديگران مي شود."

با توجه به اينکه صدور حکم "کفر و ارتداد" يک انسان پيامد هاي شرعي و عواقب خانوادگي و اجتماعي مهمي را در مورد او در پي دارد، از جمله:

1- وجوب جدايي با همسر

2- قطع ولايت بر فرزندان

3- از دست دادن ولايت و نصرت اهل ايمان

4- وجوب محاکمه در محکمه شرعي و اجراي حکم ارتداد

5- عدم اجراي احکام شرعي ميت بر جنازه ي مرتد

6- محروميت از رحمت خداوند و ابدي بودن در دوزخ.

وبا توجه به اهميت و حساسيت حکم به ارتداد و کفر ديگران و اينکه در صورت عدم استحقاق آنان،خود حکم کننده دچار کفرمي شود، لازم دانستيم آراء بعضي ازائمه  علم و فضل  از جمله :

منبع :صلاح الدین .نت(عبدالعزیز سلیمی)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 16:42 | لینک ثابت |

 

چون مرگ رسد چرا هراسم

اين راهِ به توست مي شناسم

از خرد گهي به خـــوابگاهي

واز خواب گهي به پيش شاهي

 

 

مرگ  يكي  از حوادثي  است كه  در طول زندگي  يك بار رخ

مي دهد و انسان در اين عرصه همچون مسافري است  كه به مرگ ، به مقصدش  مي رسد و در طول اين مسافرت كه تنهاست بايد با خود  كوله باري  از اعمال  نيك داشته باشد زيرا انسان از سه چيزي كه هميشه همراهش است (( خانواده ، مال و اموال و اعمال ))  فقط اعمال اويند كه با او محشور مي شوند ، بقيه تا لبه ي  قبر او را بدرقه مي كنند و او را تنها مي گذارند .

افرادغیر مسلمان ومنکر قیامت از خداوند می خو اهندکه:

 خداوندا روز قیامت را نز دیک نکن وقتی ابتدایش اینگونه سخت باشد حتما خود آن سخت تر خواهد بود./غافر۴۶/

منكرين قيامت كه هيچگونه اعتقادي به قيامت و دنياي بعد از مرگ ندارند همواره از خود مي پرسند كه چگونه مي شود كه انسان پس از مرگ زنده شود كه قرآن با توجه به دلايل عقلي زير همه ي گفته هايشان را انكار مي كند :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت 19:13 | لینک ثابت |

حيات طيبه

و

توسعه شخصيت

نویسنده: استاد محمود ویسی

 

حيات طيَبه يا به تعبير خودمانی تر زندگی خوشايند , حاصل و دستاورد يک شخصيت توسعه يافته اعم از زن يا مرد می باشد؛ به استناد آيه ی97 سوره نَحل:(من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثی وهومؤمن فلنحيينه حياهّ طيبه ...)

ايمان و ثمره ی آ ن يعنی عمل صالح است که به انسان, توسعه ی شخصيتی پايدارمی بخشدو در دنيا از حيات طيبه يا زندگی خوشايند بر خوردار می سازد و نهايتاً در آخرت نيز به نيکوترين و کامل ترين پاداش ها می رساند.

گر نشان زندگی ، جنبندگی است

                                                   خار صحرا هم سراسر زندگی است

هم جُعَل زنده است وهم پروانه ليک

                                                      فرقـها از زندگی تا زندگی اسـت

زندگی می تواند شيرين و خوشايند باشد ؛ زيرا نا اميدی و نارضايتی ، زيبنده ی مؤمن نيست.برخورداری از يک زندگی آرام ، شيـرين و رضايت بخـش ، يکی از آرزوهای ارزنده ی هر انسانی است. شما نيز می توانيد زندگی شيرين و رضايت بخش داشته باشيد ، اگر "روش" آن را بدانيد.زندگی نيز همچون هر کار ديگری نيازمند "مهارت" است و علت بسياری از ناکامی ها را بايد در فقدان روش و مهارت جست .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 12:31 | لینک ثابت |


سیاسی

گفت‌وگو با ژیل کپل، اسلا‌م‌شناس فرانسوی
مصاحبه‌‌کننده‌: احسان عابدی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احسان عابدی: سالیان درازی در سفر است، از قلب اروپا تا خاورمیانه، ایران، کشورهای

عربی و آفریقا؛ ژیل کپل Gilles Kepel، همه تحولا‌ت جهان اسلا‌م را تعقیب میکند، از نزدیک و بدون واسطه های رسانه ای. کتاب ها و مقالا‌ت متعددی درباره اسلا‌م سیاسی نوشته که برخی از آنها هم به فارسی ترجمه شده است. وی چند روز قبل بار دیگر به ایران سفر کرد و همین فرصتی شد برای بحث و گفت و گو با او. این گفت وگو در تحریریه روزنامه اعتمادملی و با حضور دکتر فیاض زاهد و سیداحمد موسوی بجنوردی انجام شد در حالی که مدیا کاشیگر،‌مسوولیت ترجمه سخنان ما و ژیل کپل را بر عهده گرفت. از او تشکر می کنیم.

منبع:نواندیش


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 20:46 | لینک ثابت |

 اسلام مقتدر و دشمنانش               

سخنراني دكتر مهاتير محمد              

اشاره:         

 دکتر  مهاتير  محمد   نخست   وزير  سابق  مالزي  در   روزهای پاياني حکومت خود   در  دهمين  اجلاس  سران کشورهاي عضو سازمان کنفرانس اسلامي سخنراني کرد. اين سخنراني به لحاظ نکات و بازتابهايي که داشت عيناً ارائه می شود

      1- مردم دنيا چشم به ما دوخته اند مطمئناً 3/1 ميليارد مسلمان ، يک  ششم  جمعيت جهان ، حتي  آنهايي  که نسبت به توانايي و اراده  ما براي  بازيابي و   حفظ   عظمت    اسلام  و مسلمين و يا آزادسازي برادران و خواهرانشان حتي در مرحله تصميم گيري بدبين و نااميد هستند، اميدشان به ما و اين اجلاس (سازمان کنفرانس اسلامي) است.

  2- نمي خواهم موارد ظلم وستم و استضعاف را برشمارم يا بار ديگر ظالمان و استعمارگران را محکوم کنم ، چرا که يک عمل بيهوده است و آنها نگرش و روش خود خود را بواسطه محکوم کردن ما تغيير نمي دهند. اگر قرار است ، عظمت خود و دين مان ، اسلام، را بازيابيم ، اين ما هستيم که بايد تصميم بگيريم و اين ما هستيم که بايد عمل کنيم.

         


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 1:40 | لینک ثابت |

 

                           قرآن برنامه زندگی

قرآن کریم آخرین پیام الهی است که به عنوان برنامه ی  زندگی انسانها ، بر پیامبر خدا حضرت محمد (ص) نازل شد .  این پیام همچون خورشیدی تابان جهان عقل و اندیشه و روان انسانها را نورانی کرد و بساط مشعلهای بی فروغ و گمراه کننده را بر چیده و بقول اقبال لاهوری (رح) :   نقش قرآن چونکه بر دلها نشست                           نقشهای پاپ وکـاهن را شکــست  

اولین ایستگاه گیرنده ی این نور قلب پاک پیامبر (ص) بود که با تابیدن بر آن چنان درخشان شد که با خود بشریت ِ گم گشته در وادیِ گمراهی را از تاریکیهای شک و شبهات و شهوات رهایی بخشید و او را به سوی سعادت ابدی سوق داد .

 افراد زیادی به تبعیت از رسول خدا (ص) این نور را در دل خود جای دادند و به قرآنهای زنده ای تبدیل شدند و در میان عالمیان به ارشاد و راهنمایی گمراهان پرداختند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در سه شنبه هشتم خرداد 1386 ساعت 2:26 | لینک ثابت |

ئیسلام و قورئان له‌ ئه‌ندێشه‌ى (گۆته‌)دا

 منبع :روچنه

ن:( کاترینا ممسی( و: گۆران عه‌لى مه‌ولود:
 ئاماژه‌:

یوهان وڵفانگ فۆن گۆته‌ ؛ (Johan Wolfgang Von Goethe) ؛

گه‌وره‌ترین شاعیرى ئه‌ڵمانییه‌ که‌ به‌ به‌رهه‌مه‌ فره‌ و گرانبه‌هاکانى جێگایه‌کى له‌ نێو گه‌وره‌ شاعیرانى جیهاندا قۆرخ کردووه‌. یه‌کێک له‌ رووداوه‌ سه‌رسوڕهێنه‌ره‌کانى ژیانى کارتێکردنى بووه‌ له‌ کولتور و ژیارى ئیسلامى و ئێرانى و هه‌روه‌ها دیوانى (رۆژئاوایى - رۆژهه‌ڵاتى) ئه‌و که‌ له‌ نێو که‌سانى خاوه‌ن ئه‌ده‌بدا به‌نرخترین به‌رهه‌مى ئه‌و دێته‌ هه‌ژمار، به‌رهه‌مى گه‌شتى رۆحانى ئه‌وه‌ بۆ رۆژهه‌ڵات. ئه‌وه‌ى دواتر ده‌یخوێننه‌وه‌ گوڵبژێرێکه‌ له‌ وتارى خاتوو (ممسین) که‌ کارتێکردنى گۆته‌ له‌ ئیسلام و به‌تایبه‌ت له‌ قورئان پیشان ده‌دات. خاتوو (ممسین) له‌ ئێستادا مامۆستاى زانکۆى ئیستانفۆردى کالیفۆڕنیایه‌ و کتێبێکى به‌ ناونیشانى (گۆته‌ و ئیسلام)ى له‌ ساڵى (2001)دا بڵاو کردۆته‌وه‌.

چۆنێتى ته‌عامول و په‌یوه‌ندیى گۆته‌ له‌گه‌ڵ ئیسلامدا هێنده‌ سه‌یر و سه‌رسوڕهێنه‌ره‌ که‌ شایسته‌یه‌ به‌ شێوازێکى زانستى و ورد ئه‌و که‌شه‌ هه‌ڵسه‌نگێنین. خۆشه‌ویستى گۆته‌ بۆ ئیسلام ده‌روونى بووه‌ و له‌ بنه‌ما ئاساییه‌کان به‌ده‌ربووه‌. گۆته‌ له‌ قۆناغه‌ جیاوازه‌کانى ژیانیدا خۆشه‌ویستیى بۆ ئیسلام ده‌ربڕیوه‌.

یه‌که‌مین چرۆى ئه‌م خۆشه‌ویستى و داگه‌ڕانه‌ بۆ ساته‌کانى لاوێتیى گۆته‌ واتا ته‌مه‌نى (23) ساڵى گۆته‌ ده‌گه‌ڕێته‌وه‌، که‌ مه‌دحێکى ئێجگار قه‌شه‌نگ و جوان له‌ وه‌سفى پێغه‌مبه‌رى ئازیزى ئیسلام ده‌هۆنێته‌وه‌. له‌ ته‌مه‌نى (70)ساڵیشدا به‌ ئاشکرا ئه‌وه‌ راده‌گه‌یه‌نێت که‌ له‌و ئه‌ندێشه‌یه‌دا بووه‌ که‌ هه‌موو شه‌وێکى شه‌وانى قه‌در که‌ قورئانى تێدا دابه‌زیوه‌ به‌ زیندوویى راگرىَ. ئه‌م مه‌وداى کاتییه‌، واتا نێوان (23) تا (70) ساڵى خولێکى درێژخایه‌ن له‌ ژیانى گۆته‌ له‌خۆ ئه‌گرێت، که‌ ئه‌م هۆنه‌ره‌ ئه‌ڵمانییه‌ به‌ چه‌ند شێوه‌یه‌کى جیاواز خۆشه‌ویستیى خۆى بۆ ئیسلام پیشان ده‌دات. داگه‌ڕانى گۆته‌ بۆ ئیسلام زیاتر له‌ هه‌ر شتێکى تر له‌ دیوانى (شه‌رقى)دا ده‌رده‌که‌وێت. ئه‌م به‌رهه‌مه‌ ناوازه‌ له‌ ته‌نیشت به‌رهه‌مى به‌پێزى گۆته‌ (فاوست) له‌ گرنگترین به‌رهه‌مه‌کانى ئه‌و دێته‌ هه‌ژمار ... یه‌کێک له‌ به‌یته‌ سه‌رسوڕهێنه‌ره‌کانى ئه‌م دیوانه‌، به‌یتێکه‌ که‌ شاعیر تێیدا شیمانه‌ى موسڵمانبوونى خۆى ره‌ت ناکاته‌وه‌.

سه‌رده‌مى گۆته‌ هاوکات له‌گه‌ڵ ئه‌و سه‌رده‌مه‌دا بووه‌ که‌ تا راده‌یه‌ک پرۆسه‌کانى پێشوو بۆ پاسیڤ وێناکردنى ئیسلام رووه‌و پووکانه‌وه‌ ده‌چوو. سه‌ده‌کانى پێش سه‌رده‌مى گۆته‌ بانگه‌شه‌ى ئێجگار فراوان دژى ئیسلام له‌ رۆژئاوا بازاڕى هه‌بوو. هه‌ڵوێستى گۆته‌ به‌رامبه‌ر ئیسلام ئه‌گه‌رچى گرنگیى خۆى هه‌یه‌، به‌ڵام به‌ ئه‌وه‌وه‌ په‌یوه‌ست نه‌بوو، چونکه‌ که‌شى رۆشنگه‌رى و گرنگى هزرى ته‌حه‌مولکردنى بیروباوه‌ڕانى که‌سانى تر له‌و سه‌رده‌مه‌دا، بوبوو به‌ فاکته‌ر که‌ سفره‌ى دادوه‌رییه‌ ناڕاسته‌کانى پێشوو بپێچرێنه‌وه‌.

خۆشه‌ویستیى گۆته‌ بۆ رۆژهه‌ڵات داگه‌ڕانێکى ده‌روونى بوو و به‌م هۆیه‌وه‌ هه‌وڵى دا تا ئه‌و جێیه‌ى بۆى ئه‌کرىَ و ده‌رفه‌تى هه‌یه‌ له‌مه‌ڕ رۆژهه‌ڵات زانیارى کۆبکاته‌وه‌. سه‌ره‌تاترین چره‌وه‌یه‌ک که‌ مه‌یلى ئه‌و بۆ ئیسلام پیشان ده‌دات، ده‌گه‌ڕێته‌وه‌ بۆ ساڵى (1772). ئه‌م چره‌وه‌یه‌ له‌ نامه‌یه‌کیدا که‌ بۆ مامۆستاکه‌ى (گۆتفرێد هردر) ده‌نووسێت، روون و ئاشکرایه‌. ده‌مه‌وىَ بۆ تۆ وه‌ک موسا "د خ" له‌ قورئاندا دۆعا بکه‌م، له‌و جێیه‌دا که‌ ده‌فه‌رموێت :( رَبِ اشْرَحْ لِی ێَدْڕی).

گۆته‌ ئه‌م ئایه‌ته‌ى نێو قورئانى یاداشت کردووه‌، به‌ڵام کاتێک ده‌توانین تێگه‌یشتنى گۆته‌ له‌م ئایه‌ته‌ ده‌رک بکه‌ین ئه‌وه‌ى ماوه‌ بیخوێنینه‌وه‌ :(ۆێسِرْ لِی ڕَمْڕی * ۆاحْلُلْ عُقْدَه‌ً مِنْ لِسَانِی). گۆته‌ له‌مه‌ڕ قه‌شه‌نگى و ئیعجازى زمانه‌وانیى قورئان هه‌ستێکى لێوانلێو کارتێکراوى هه‌بوو. له‌ یاداشته‌کانى خۆیدا بۆ ده‌رکى باشتر له‌ دیوانى شه‌رقى له‌ وه‌سفى قورئاندا به‌م شێوه‌یه‌ ده‌نووسێت (رێبازى قورئان به‌هێز و گه‌وره‌ و ده‌وڵه‌مه‌ند و ئاوێته‌ به‌ راستییه‌کى قووڵه‌). هه‌رکه‌س زمانى گۆته‌ بناسێت، ده‌زانێت ئه‌و ده‌سته‌واژه‌ى (حه‌قیقه‌تى بێ وێنه‌) له‌ هه‌موو جێیه‌کدا به‌کار نابات، مه‌گه‌ر ئه‌و به‌رهه‌مه‌ شاکارێکى گه‌وره‌ بێت. ئه‌گه‌ر خوێندنه‌وه‌کانى گۆته‌ له‌م سه‌رده‌مه‌دا هه‌ڵسه‌نگێنین، تێده‌گه‌ین که‌ ئه‌و به‌نیاز بووه‌ زمان و نووسینى عه‌ره‌بى فێر ببێت. هه‌مدیسان له‌نێو ئه‌م خوێندنه‌وانه‌دا چاومان به‌ چه‌ند لاپه‌ڕه‌یه‌کدا هه‌ڵئه‌ته‌قىَ که‌ یاداشته‌کانى گۆته‌ له‌ هه‌ندێک ئایه‌تى قورئان (وه‌رگێڕانى مگرلین و وه‌رگێڕانى مارسى سى) پیشان ده‌دات. گۆته‌ له‌ (10)سوره‌تى قورئان هه‌ندێک ئایه‌تى یاداشت کردووه‌، ئه‌م ئایه‌تانه‌ ئایه‌تانێکى زۆر قه‌شه‌نگ و سه‌رسوڕهێنه‌رن و له‌ نێویاندا ده‌توانرىَ هه‌ندێک په‌ند و وانه‌ و فێربوونى بنچینه‌یى ئیسلام ببینرێت. هه‌ندێک له‌م فێرکردنانه‌ له‌گه‌ڵ ئه‌ندێشه‌ و هزرى گۆته‌دا ئێجگار سازگاره‌. بیروباوه‌ڕى سه‌ره‌کیى گۆته‌ گوزارشت له‌وه‌ ده‌کات که‌ خواى گه‌وره‌ له‌ سروشتدا ده‌رده‌که‌وێت و له‌م رووه‌وه‌یه‌ ئه‌م ئایه‌تانه‌ یاداشت ده‌کات:

"رۆژئاوا و رۆژهه‌ڵات هى خوایه‌، که‌وابوو روو له‌ هه‌ر جێیه‌ک بکه‌یت هه‌ر ئه‌و جێیه‌ روو به‌ خوایه‌، خودا ره‌حمه‌ت و دانایى بىَ کۆتاییه‌" (115) سوره‌تى (البقره‌).

گۆته‌ بیرۆکه‌ى یه‌کتاپه‌رستى به‌ گرنگترین سه‌وقاتى ئاینى ئیسلام ده‌زانێت.

یه‌کێکى تر له‌و بابه‌تانه‌ى که‌ گۆته‌ پێیه‌وه‌ سه‌رقاڵه‌، ئه‌وه‌یه‌ که‌ خواى مه‌زن ته‌نها به‌ یه‌ک زمان و به‌ یه‌ک نوێنه‌ر له‌گه‌ڵ خه‌ڵکدا قسه‌ ناکات، به‌ڵکو به‌ ئامرازى له‌ یه‌کترجیا له‌گه‌ڵ مرۆڤه‌کاندا قسان ده‌کات. به‌م هۆیه‌وه‌ ئایه‌تى (144)ى سوره‌تى (آل عمران) یاداشت ده‌کات:

(جگه‌ له‌مه‌ نییه‌ که‌ موحه‌مه‌د پێغه‌مبه‌ره‌ و له‌ پێش ئه‌و پێغه‌مبه‌رانێکى تر هه‌بوون که‌ ئه‌گه‌ر بمرێت یان بکوژرێت بۆ ئاینى پێشووترى خۆتان ده‌گه‌ڕێنه‌وه‌.)

هه‌ندێکى تر له‌ یاداشته‌کانى مه‌یل و سه‌رنجى گۆته‌ بۆ که‌سایه‌تى و کارتێکردنى حه‌زره‌تى موحه‌مه‌د (د.خ) پیشان ده‌دات :کافره‌کان ده‌ڵێن بۆچى له‌لایه‌ن په‌روه‌ردگاره‌وه‌ موعجیزه‌یه‌کى بۆ دانابه‌زێت؟ بڵىَ خواى گه‌وره‌ هه‌رکه‌سێکى بیه‌وىَ گومڕاى ده‌کات و هه‌رکه‌سێک روو له‌ ده‌رگاکه‌ى بکات رێنمایى ده‌کات... (27 رعد)

گۆته‌ مه‌فتونى ئه‌م خاڵه‌ له‌ قورئان بوو که‌ په‌روه‌ردگار بۆ سه‌ر هه‌ر قه‌ومێک نێردراوێکى ناردووه‌. ساڵى (1819) له‌ نامه‌یه‌کیدا بۆ زانایه‌کى لاو ده‌نووسێت (راسته‌ که‌ خوا له‌ قورئاندا ده‌ڵێت ئێمه‌ هیچ پێغه‌مبه‌رێکمان بۆ سه‌ر هیچ قه‌ومێک نه‌ناردووه‌ ته‌نها به‌ زمانى قه‌ومه‌که‌ى خۆى نه‌بێت).

له‌ ساڵى (1827)یشدا له‌ نامه‌یه‌کیدا بۆ کارلاین ئه‌م ئایه‌ته‌ له‌ قورئان ده‌هێنێته‌وه‌ (ئێمه‌ هیچ پێغه‌مبه‌رێکمان جگه‌ له‌وه‌ى به‌ زمانى قه‌ومه‌که‌ى قسه‌ بکات، به‌ پێغه‌مبه‌رى ره‌وانه‌ نه‌کردووه‌ ...) (4 ابراهیم)، هه‌روه‌ها گۆته‌ ئه‌م خاڵه‌ى له‌ گوتارێکیدا ساڵى (1828) به‌ روونى خستۆته‌ روو.

خوێندنه‌وه‌ى گۆته‌ بۆ قورئان (1772) سه‌وقاتییه‌کى پڕ به‌هاى به‌ ئه‌و به‌خشى، چونکه‌ ئه‌و ئه‌نگێزه‌یه‌ى له‌ ناخدا سه‌وز کرد تا سه‌رقاڵ بێت به‌ نووسینه‌وه‌ى نمایشنامه‌ى موحه‌مه‌ده‌وه‌، ئه‌گه‌رچى ئه‌م نمایشنامه‌ هه‌رگیز ده‌رفه‌تى چوونه‌ سه‌ر شانۆى بۆ نه‌ڕه‌خسا، به‌ڵام له‌ به‌شێکى ئه‌م نمایشنامه‌دا که‌ گۆته‌ یاداشتى کردووه‌، ده‌توانرىَ چه‌ندین چه‌مکى قه‌شه‌نگ و بنیاتنه‌ر له‌ ئاینى روونى ئیسلامى تیا به‌دی بکرىَ و له‌م سۆنگه‌یه‌وه‌ هه‌ڵسه‌نگاندنى ئه‌م به‌رهه‌مه‌ بۆ زیاتر تێگه‌یشتن له‌ بارى نێوان ئیسلام و گۆته‌ ئێجگار چاره‌سازه‌. له‌م نمایشنامه‌دا چه‌ندین نمونه‌مان به‌رده‌ست ده‌که‌وێت که‌ گوزارشت له‌ به‌ڵگه‌ و چۆنێتى په‌یوه‌ندیى نێوان گۆته‌ و ئیسلام ده‌کات، له‌م نێوه‌نده‌دا دوو سیما رووناکییه‌کى زیاتریان هه‌یه‌:

سه‌ره‌تا که‌سایه‌تیى حه‌زره‌تى موحه‌مه‌د (د.خ) و، دووه‌م فێرکردنه‌ زیندووه‌کانى ئیسلام، که‌ به‌هۆى ئه‌م دوو سیمایه‌وه‌ خۆشه‌ویستیى ده‌روونى گۆته‌ بۆ ئیسلام ده‌گاته‌ ترۆپکه‌. یه‌کێک له‌ به‌شه‌ قه‌شه‌نگه‌کانى ئه‌م نمایشنامه‌ (ئاوازى موحه‌مه‌د)ى ناوه‌. ئه‌م شیعره‌ دیالۆگێکى نێوان حه‌زره‌تى عه‌لى و فاتیمه‌یه‌. گۆته‌ ئه‌م شیعره‌ى له‌ به‌هارى ساڵى (1773)دا هۆنیوه‌ته‌وه‌، چونکه‌ گۆته‌ کتێبگه‌لێکى ئێجگار زۆرى له‌مه‌ڕ حه‌زره‌تى موحه‌مه‌د خوێندبوویه‌وه‌. گۆته‌ له‌م شیعره‌دا که‌سایه‌تیى دامه‌زرێنه‌رى ئاینى ئیسلام وه‌ک رابه‌رى رۆحانى مرۆڤایه‌تى وێنا ده‌کات و بۆ باشتر مانفێستکردنى بابه‌ت سود له‌ تابلۆکردنى لافاوێکى توند و به‌هێز و ئاوێکى فراوان ده‌بات، تا به‌و ئامرازه‌ ده‌ستپێکردنى جوڵه‌ى ئه‌و له‌ خاڵه‌ بچووکه‌کانه‌وه‌ تا گه‌شتنه‌ هێزێکى گه‌وره‌ باشتر مانفێست بکات. (به‌ هه‌مان شێوه‌ که‌ تنۆکه‌کانى باران هێدى هێدى کۆ ده‌بنه‌وه‌ و سه‌ره‌نجام لافاوێکى ترسناک به‌ ڕێ ده‌خه‌ن). گه‌شه‌ و به‌رده‌وامى پێشکه‌وتنى ئه‌م رووداوه‌ گه‌وره‌یه‌، یه‌کگرتن و به‌یه‌کتر شادبوونى زه‌ریاى پڕفه‌ڕ و به‌ره‌که‌تى گه‌وره‌یه‌. زه‌ریا له‌م پێگه‌یه‌دا سیمبولێکه‌ له‌ هه‌ق. ئه‌م دیمه‌نه‌ هه‌ڵگرى ئه‌م په‌یامه‌یه‌ که‌ ئه‌و، لێهاتووییه‌ رۆحانییه‌کان و حه‌ز و مه‌یله‌ فیترییه‌کانى تری براکانى له‌گه‌ڵ خۆى هێنا، تا ئه‌وانه‌ له‌گه‌ڵ خۆى ره‌وانه‌ى ده‌ریا بکات. ئه‌م تنۆک، ئاو، کانیاو و رووبارانه‌ سه‌ره‌نجام ده‌بن به‌ یه‌ک و ره‌وانه‌ى زه‌ریا ده‌بن.

یه‌کێک له‌ چه‌مکه‌ فێرکردنه‌ زیندووه‌کانى ئیسلام که‌ ئێجگار کارى له‌ گۆته‌ کردبوو، چه‌مکى یه‌کتاپه‌رستییه‌. روون و ئاشکرایه‌ سه‌ربارى که‌سایه‌تیى پێغه‌مبه‌ر (د.خ) ئه‌وه‌ى بوبووه‌ فاکته‌ر هه‌تا گۆته‌ نمایشنامه‌ى موحه‌مه‌د بنووسێَت، چه‌مکى یه‌کتاپه‌رستییه‌. هه‌ندێکى دیکه‌ له‌ ئه‌ندێشه‌کانى گۆته‌ نزیکى و لێکچوونێکى فره‌ زیادى له‌گه‌ڵ ئایدۆلۆژییه‌کانى ئیسلامدا هه‌یه‌، باوه‌ڕ به‌ قه‌زا و قه‌ده‌ر، یه‌کێک له‌و ئه‌ندێشانه‌یه‌. به‌ بۆچوونى گۆته‌ ئیسلام خۆبه‌ده‌سته‌وه‌دانه‌ له‌به‌رده‌م خودا و هه‌رگیز نایه‌وێت خۆى له‌ هه‌مبه‌ر خواستى خودادا بووه‌ستێنێت.

گۆته‌ له‌ دواڕۆژه‌کانى ته‌مه‌نیدا ئاوڕى زۆر له‌م چه‌مکانه‌ ده‌دایه‌وه‌ که‌ به‌ چه‌ند نمونه‌یه‌ک له‌وانه‌ ئاماژه‌ ده‌که‌ین: له‌ ساته‌وه‌ختى له‌شکرکێشیى فه‌ره‌نسادا (1792) گۆته‌ گرفتار ده‌بێت و ژیانى ده‌که‌ویته‌ مه‌ترسییه‌وه‌. له‌م رووه‌وه‌ هۆنه‌ر له‌مه‌ڕ ئه‌و ده‌رفه‌ت و ساته‌ ترسناکه‌ ده‌ڵێت:

مه‌ترسی منى به‌ توندى ده‌ترساند و له‌پڕ باوه‌ڕم به‌ قه‌زا و قه‌ده‌ر و چاره‌نووس هێنا و هه‌ر ئه‌م باوه‌ڕه‌ منى له‌و ساته‌ هه‌ستیاره‌دا رزگار کرد و یارمه‌تیى دام، به‌ راستى ئیسلام له‌و ساته‌وه‌خته‌دا باشترین رێنمونى من بوو. له‌ ساڵى (1820)یشدا یه‌کێک له‌ خزمه‌کانى گۆته‌ به‌ سه‌ختى دوچارى نه‌خۆشى ده‌بێت: له‌م باره‌یه‌وه‌ شاعیرى ئه‌ڵمانى نامه‌یه‌ک ئاراسته‌ى هاوڕێکه‌ى ده‌کات و ده‌نووسێت: له‌م باره‌یه‌وه‌ ناتوانم هیچ بڵێم، ته‌نها وه‌ک ئه‌و شته‌ نه‌بێت که‌ ئیسلام فه‌رموویه‌تى ره‌فتار بکه‌م. هه‌روه‌ها له‌ وه‌ڵامى یه‌کێک له‌ هاوڕێکانیدا که‌ داواى لێ کردبوو ئامۆژگاریى بکات، ده‌نووسێت: لێره‌دا ناتوانرێت ئامۆژگاریى که‌سانى تر بکرێت، به‌ڵکو هه‌رکه‌سه‌ و ده‌بىَ خۆى بڕیار بدات.

گۆته‌ چوار هه‌فته‌ پێش مردن و له‌ ته‌مه‌نى (82) ساڵیدا ده‌نووسێت: لێره‌ و له‌ هه‌ر جێیه‌ک مرۆڤ ده‌ربه‌ندى ئه‌م هزره‌یه‌ که‌ رووبه‌ڕووبوونه‌وه‌ له‌گه‌ڵ نه‌هامه‌تى و پێشهاته‌کاندا مه‌حاڵه‌، به‌ڵام ئه‌گه‌ر به‌ وردبینییه‌کى زیاتره‌وه‌ بڕوانین، له‌وه‌ ده‌گه‌ین که‌ مرۆڤه‌کان ده‌توانن خۆیان له‌ داوى ترس قوتار بکه‌ن، به‌و مه‌رجه‌ى له‌نێو بیرکردنه‌وه‌ى شیفابه‌خشى ئیسلامدا ره‌ها بکرێن و پشت به‌ خوا ببه‌ستن.

بۆ ئێمه‌ روون و ئاشکرایه‌ که‌ گۆته‌ زۆرێک له‌ چه‌مکه‌ ئیسلامییه‌کانى ئه‌زموون کردووه‌ و هاوڕێ و دۆستانیشى بۆ بانگهێشت کردووه‌. له‌نێو کۆمه‌ڵه‌ وتووێژه‌کانى گۆته‌ که‌ له‌لایه‌ن ئه‌کریمه‌نه‌وه‌ کۆ کراوه‌ته‌وه‌، ده‌توانرىَ وه‌سف و ستایشێکى قه‌شه‌نگ له‌مه‌ڕ ئیسلام ببینرێت.

له‌ سه‌رده‌مى له‌شکرکێشیى ناپلیۆن بۆ ئه‌ڵمانیا و بۆ تۆکمه‌کردنى زانیارییه‌کانى، ئه‌و هه‌له‌ ده‌قۆزێته‌وه‌ و په‌یوه‌ندییه‌کى توندوتۆڵ له‌ گه‌ڵ ئه‌و سه‌ربازه‌ موسڵمانانه‌ى که‌ به‌ هاوڕێیه‌تى سه‌ربازانى روسیا هاتبوون به‌رقه‌رار بکات. ته‌نانه‌ت له‌ وایمار به‌شدارى مه‌راسیمێکى موسڵمانان ده‌کات، که‌ ئه‌م بابه‌ته‌ نه‌ ته‌نها خودى شاعیر، به‌ڵکو کار له‌ ده‌وروبه‌ر و بینه‌رانیش ده‌کات به‌ شێوه‌یه‌ک بۆ سبه‌ینىَ به‌رده‌م ده‌رگاى شار قه‌ره‌باڵغ ده‌بىَ و بۆ خوێندنه‌وه‌ خوازیارى به‌ئه‌مانه‌ت وه‌رگرتنى قورئان ده‌بن. گۆته‌ پێش ئه‌مه‌ش په‌یوه‌ندیى له‌گه‌ڵ قورئاندا دروست کردبوو، چونکه‌ سه‌ربازانى وایمار له‌ جه‌نگى ئیسپانیادا لاپه‌ڕه‌یه‌کى قورئانیان ـ که‌ له‌سه‌ر دوایه‌مین سوره‌تى قورئان (ناس) نووسرابوو ـ به‌ده‌ست هێنابوو. گۆته‌ له‌ رۆژهه‌ڵاتناسى ئه‌ڵمانى (فۆیرباغ) ده‌خوازێت ئه‌م سوره‌ته‌ى له‌ قورئان بۆ وه‌رگێڕىَ و خودى گۆته‌ش هه‌وڵ ئه‌دات ده‌ستنووسه‌ عه‌ره‌بییه‌که‌ى بنووسێته‌وه‌.

دواتر گۆته‌ شیعره‌کانى دیوانى (شه‌رقى، غه‌ربى) خۆى هۆنییه‌وه‌، بێگومان ئه‌گه‌ر خوێندنه‌وه‌ و زانیارییه‌کى تێروته‌سه‌لى له‌مه‌ڕ ئیسلام نه‌بووبێت، ئه‌م به‌رهه‌مه‌ ناتوانێت تا ئه‌و راده‌ به‌رزه‌ که‌شءهه‌واى ئیسلام له‌ خۆیدا بگونجێنێت .

سه‌رچاوه‌کانى گۆته‌ بۆ خوێندنه‌وه‌ى  ئاینى ئیسلام، که‌ ئه‌نگێزه‌ى هۆنینه‌وه‌ى دیوانى (شه‌رقى، غه‌ربى) تیا به‌دیهێنا، بریتى بوون له‌: قورئان و سوننه‌تى پێغه‌مبه‌ر (د.خ) و ئه‌و کتێبانه‌ى له‌مه‌ڕ ژیانى حه‌زره‌تى موحه‌مه‌د (د.خ) نووسرابوون.

ئه‌م شیعره‌ قه‌شه‌نگه‌ى خواره‌وه‌ کارتێکراو له‌ یه‌کىَ له‌ ئایه‌ته‌کانى قورئانه‌ و گوزارشت له‌ کارتێکردنى گۆته‌ ده‌کات له‌ ئیسلام:

رۆژهه‌ڵات موڵکى خودایه‌

رۆژئاوا موڵکى خودایه‌

سه‌رزه‌مینه‌کانى باکور و باشور له‌نێو ده‌ستانى خودادا ئارامشیان گرتووه‌..

ئه‌م شیعره‌ کارتێکراوه‌ له‌ ئایه‌تى (ۆلِڵهِ الْمَشْڕقُ ۆالْمَغْڕبُ ...).

یا خود ئه‌م پارچه‌ شیعره‌ى خواره‌وه‌ له‌ ماناى قوڵى ئایه‌تى (اهْدِنَا الێِرَاگَ الْمُسْتَقِیمَ)ـه‌وه‌ وه‌رگیراوه‌:

هه‌رکات به‌ کارێکه‌وه‌ سه‌رقاڵ ده‌بم، یان شیعرێک ده‌هۆنمه‌وه‌..

تۆ رێگاى راستم پىَ نیشان ده‌..

هه‌روه‌ها ئه‌م پارچه‌ هۆنراوه‌یه‌ له‌ ئایه‌تى حه‌ڤده‌ى سوره‌تى (نحل) وه‌رگیراوه‌ (ۆعَڵامَاتٍ ۆبِالنَجْمِ هُمْ ێهْتَدُونَ)..

ئه‌ستێره‌کانى له‌ ئاسماندا دانا

رێنمان له‌ وشکانى و له‌ ده‌ریادا

نابنه‌ هێمایه‌ک بۆ ئێوه‌

به‌ دره‌وشاوه‌یى خۆیان له‌ به‌رزاییه‌کانى ئاسماندا..

هه‌روه‌ها له‌م دیوانه‌دا ئاماژه‌ به‌ بیروباوه‌ڕ و هزرى گۆته‌ نیسبه‌ت به‌ چاره‌نووس کراوه‌.

(به‌دیهێنه‌ر بیرى له‌ هه‌موو شتێک کردۆته‌وه‌، چاره‌نووس دیارى کراوه‌، که‌واته‌ په‌یڕه‌وى له‌ حیکمه‌ت بکه‌، رێگا ده‌ستى پێکردووه‌، که‌وابوو گه‌شته‌که‌ کامڵ که‌).

(دیوانى حیکمه‌تنامه‌)

ئه‌ندێشه‌ى گۆته‌ له‌مه‌ڕ بوونه‌وه‌ران و سروشت، هه‌روه‌ها نمونه‌ى ئه‌وه‌ى که‌ نیشانه‌کانى خوا ده‌توانرىَ له‌ سروشتدا ببینرێ، له‌ دیواندا به‌ شێوازێکى ئێجگار قه‌شه‌نگ و به‌ کارتێکراو له‌م ئایه‌ته‌ پیرۆزه‌ :( إِنَ الڵهَ ڵا ێسْتَحْیِی ڕَنْ ێچْڕبَ مَپَڵا مَا بَعُوچَه‌ً ...)(البقره‌ 26) "خواى گه‌وره‌ له‌ به‌نمونه‌هێنانه‌وه‌ى مێشووله‌ خه‌جاڵه‌ت ناکێشێت"، له‌ پارچه‌ شیعرێکى قه‌شه‌نگدا دره‌وشاوه‌ته‌وه‌: ئایا نابێت له‌م نمونه‌هێنانه‌وه‌ سود وه‌رگرین که‌ جێى په‌سه‌ندى منه‌، خواى گه‌وره‌ ژیانى بۆ ئێمه‌ له‌ نێو نمونه‌هێنانه‌وه‌یه‌کى مێشووله‌دا روون کردۆته‌وه‌. گۆته‌ حه‌ز و مه‌یلى خۆى بۆ ئیسلام له‌ نێو دیوانى (رۆژهه‌ڵاتى)دا پیشان داوه‌ و ده‌توانرىَ شیعرگه‌لێکى فراوان له‌ دیوانه‌که‌یدا ده‌ربهێنرێ که‌ کارتێکراو بوون له‌ ئایه‌ته‌کانى قورئان .

له‌ شیعرێکى قه‌شه‌نگى نێو (زوڵه‌یخانامه‌)دا، ئاماژه‌ى به‌ ناوه‌ جوانه‌کانى په‌روه‌ردگار کردووه‌. هه‌روه‌ها چه‌مکى یه‌کتاپه‌رستى به‌ گرنگترین سه‌وقاتى ئاینى ئیسلام ده‌زانێت، هه‌ڵسه‌نگاندنى دانه‌دانه‌ى شیعره‌کان ده‌رفه‌تێکى ئێجگار زۆرى پێویسته‌، له‌م رووه‌وه‌ به‌ شیعرێکى جوان و قه‌شه‌نگى گۆته‌ له‌ (ساقى نامه‌)ى دیوانى رۆژهه‌ڵاتییدا کۆتایى به‌م بابه‌ته‌ دێنین:

ئه‌وه‌ى که‌ ده‌ڵێن قورئان کۆنه‌

من نازانم

وه‌ ئه‌وه‌ى که‌ ئه‌ڵێن قورئان رووداوه‌

پرسیارێکم نییه‌..

ته‌نها ئه‌زانم که‌ قورئان کتێبى کتێبه‌کانه

نوشته شده توسط مجمع قرآن در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 17:37 | لینک ثابت |