تبليغاتX
مجمع قرآن سنندج *بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * وَالْعَصْرِ *إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ*إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

از هجرت تا فتحه مکه

آمادگی برای جنگ

در بدر روی تپه ای مسلط برمیدان جنگ برای رسول خدا سایبانی درست کردند وحضرت در محل جنگ می آمد ومی رفت وبا دستش اشاره می کرد که این انشاء الله محل مرگ فلان است و این محل مرگ فلان .و.....وهیچ کدام از آن اشارات خطا نکرد

وقتی مشرکان وکفار قریش ظاهر شدند وهر دو طرف همدیگر را دیدند حضرت رسول فرمود :«بارالها ! این قریش است که سواره وبا افتخار آمده اند که با تو بجنگند ورسول تورا تکذیب کنند!» وآن واقعه شب جمعه هفدهم ماه رمضان بود .وقتی شب را به روز آوردند پیشاهنگان لشکر قریش ظاهر شدند وهر دو طرف صف آرایی کردند .....

التماس دعا 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 17:12 | لینک ثابت |

 

پیش از هجرت

طفیل پسر عمرودوسی به مکه آمد.طفیل مردی بزرگواروشاعری دانا بود.قریش مانع رسیدن اوبه حضرت می شدندواو را از رفتن به پیش حضرتوشنیدن سخنا نش هشدار می دادند ومی ترساندند

ومی گفتند:به راستی مااز آنچه که به سر ما آمده برای خود وقومت نگرانیم پس نبایدبا او(محمد) گفتگو کنید واز اوچیزی بشنوید . طفیل میگوید: سوگند به خدا دست بردارم نشدندتا تصمیم گرفتم که هیچی از او نشنوم وبا اوصحبت نکنم مگر اینکه گوشم رااز پنبه پرکنم. بامداد به مسجد رفتم که ناگاه دیدم رسول خدا ایستاده نزدیک کعبه که نماز می خواند. نزدیکش ایستادم .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 14:32 | لینک ثابت |

هجرت به حبشه و حوادث بعد از آن

    وقتي، حضرت رسول (ص) ديد كه يارانش دچار گرفتاري و ناراحتي مي­شوند، و او نيز نمي­تواند، از آن جلوگيري نمايد،  دستور فرمود كه به سرزمين حبشه،  مهاجرت كنند.  تا اين كه از طرف خداوند براي ايشان  گشايشي برسد.  سرزمين حبشه،  شهرياري داشت كه در پيش او به هيچ كس،  ظلم نمي­رسيد و آنجا سرزمين محبت و مودت و دوستي بود.  لذا، جمعي از مسلمانان، به آن جارفتند.  و اين اولين هجرتي بود كه ده نفر از مسلمانان به سرپرستي عثمان پسر مظعون(ع)  به آن اقدام نمودند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 12:24 | لینک ثابت |

كيفيت بعثت

در غار حرا

حضرت محمد (ص) به سن چهل سالگي نزديك مي‌شدند و هر اندازه بر ژرفاي بينش و گستره انديشه اش افزوده مي‌شد. شكاف عقلاني و فكري ميان ايشان با مردم هم روزگارشام نيز بيش از پيش افزايش مي‌يافت. و بيشتر اوقات دوست مي‌داشتند و كه با خويش خلوت كنند آب و غذايي با خود بر مي‌داشتند و به غار حرا واقع در جبل النور، در فاصله ي دو ميل تا مكه‌ مي‌رفتند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 11:31 | لینک ثابت |

بیعت رسول خدا با خزرجدعوت پیامبر و اسلام خزرجیان

 

بگفته ی ابن هشام؛ پیامبر در نزدیکی عقبه گروهی از مردم خزرج را دید

 و به آنهاگفت: شما کیستید؟

جواب دادند: ما از طایفه ی خزرجیم.

فرمود: از دوستان یهودید؟

گفتند: آری

فرمود: بنشینید تا من با شما سخن گویم.

آن گروه بنشستند و محمّد(ص) آنها را بسوی خدا خواند و اسلام را بر آنان عرضه کرد و قسمتی از آیات قرآن را خواند، آن گروه که سخن یهودان را به خاطر داشتند، زمانی که سخنان محمّد(ص) را شنیدند با یکدیگر گفتند به خدا سوگند این همان پیامبری است که یهودان می گفتند.

این بود که خزرجیان دعوت محمّد(ص) را پذیرفتند و اسلام آوردند و به او گفتند: «در میان کسان ما دشمنی و کینه وجود دارد، شاید خدا به وسیله ی تو آنها را از نفاق برهاند، ما به نزد آنها می رویم و به دین تو دعوتشان می کنیم  و اسلام را بر آنها عرضه می کنیم، اگر خدا به وسیله ی تو از دشمنی و اختلاف نجاتشان دهد، نزد ما هیچ کس از تو عزیزتر نیست.»

پس از آن، راه دیار خویش گرفتند و چون به مدینه رسیدند با افراد و قوم  خود در این مورد صحبت کردند وبدین گونه اسلام دز مدینه گسترش پیدا کرد و خانه ای از مردم اوس و خزرج نماند که در آن سخن از محمّد(ص) نباشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 12:4 | لینک ثابت |

                                              هو الله الخالق

                                                 بعد از وحی

بعد از نزول وحی پیامبر ( ص) در مورد اسلام بحث و سخن را آغاز کرد و به راهنمایی مردم پرداخت و دین خدا را بر آنان عرضه نمود سوره های قرآن که در مکه نازل شده است ، عقاید و اعمالی را بیان می کند که بندگان خدا مکلف به انجام آن می باشند و به پیامبر توصیه کرده که تقویت و رشد آن امور را به عهده بگیرد و می توان آنها را در موارد زیر خلاصه و بیان نمود :

۱- وحدانیت  و یکتایی  مطلق : بنابراین اصل ، انسان بنده ی هیچ موجود و عنصری در آسمان وزمین نیست زیرا هرچه در آسمان و زمین قرار دارد همه مخلوق و بنده ی خدایند ، در مقابل عظمتش سر تعظیم فرود می آورند و در پیشگاهش سر عبادت و بندگی به زمین می سایند و در مقابل حکمتش تسلیم محض هستند و در این میان شریک یا شفیع یا واسطه ای وجود ندارد و هر بنده ای می تواند مستقیما و بدون واسطه به پیشگاه پروردگار خود روی می آورد و بشتابد.

بدون انکه بزرگ یا کوچکی را وسیله وشفیع قرار دهد و بر هر کس لازم است به انکار و مخالفت و ستیز افرادی بر خیزد که خود را وسیله و شفیع قرار داده اند یا دیگران آنها را وسیله و شفیع قرار داده اند و باید آنها را به جایگاه و موقعیت شایسته ی خود پایین بکشند و انسان باید تمام روابط فردی و اجتماعی خود را بر این اساس قرار دهد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجمع قرآن در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 23:28 | لینک ثابت |