مقدمه : سورهي حجرات داراي 18 آيه ميباشد كه هر آيهاي از آن همچون حجرهاي در خانهاي بزرگ و به تعبيري روشي براي زيستن در جامعه است كه عمل به اين آيات كليد گشودن در اين حجرهها و رسيدن به آرامش در آن است. عمل به آيات اين سوره تضمين كننده ی امنيت و سلامت رواني و نظم و بقاء جامعه و فرد و تشكيل جامعهي ايدهآل و مورد نظر خداوند است ؛ كه 14 قرن پيش پيامبر ( ص) با تربيتي حكيمانه، صبر فروان، تلاش مستمر و با هدف خدا اين جهان مورد نظر خداوند وجود واقعي پيدا كرد.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه چهارم تفسیر آیات احکام در مجمع قرآن سنندج آیات 183 الی 185 سوره مبارکه بقره
الحمد لله نحمده و نستعینه و نستغفره و نعوذ بالله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و اشهد ان لااله الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله .
خداوند را سپاس گذاریم که توفیق حضور در رمضان امسال را بر ما منت نهاد ، رمضان ماهی بزرگ و جایگاهی ویژه در دل مسلمانان دارد ، رمضان ماه رحمت و بخشش خداوند است ، رمضان ماهی است پر از خیر و برکت الهی ، رمضان ماه نزول قرآن است قرآنی که دستور و قانون اساسی مسلمانان می باشد ، قرآن صراط مستقیم و نوری است هدایت گر برای پیروانش ، رمضان ماهی است که درهای بهشت در آن گشوده می شود و درهای جهنم بسته ی شود ، در رمضان پاداش حسنات چندین برابر است آری رمضان بزرگترین فرصت برای کسب رضای خداوند و بخشش گناهان است لذا رسول اکرم (ص) می فرماید : رغم انف رجل دخل علیه رمضان ثم انسلخ قبل آن یغفرله (رواه الترمذی) بسوزد بینی آن کسی که رمضان بر او وارد آید و از او جدا شود در حالی که نتواند رضای خداوند را کسب کند .
در این مقاله سعی بر آن است که فضیلت و احکام روزه بطور کافی و وافی جهت استفاده روزه داران محترم بیان شود از خداوند منان استعانت می طلبیم که توفیق را رفیق گرداند تا مطالب آن چنان که مورد نیاز مسلمانان است تبیین گردد .
ادامه مطلب
با تصحيح شيخ عبدالکريم محمدی
نويسنده : خلفان نصيحت کن
فهرست موضوعها:
مقدمه
عربيت قرآن کريم
مثانی
مبين قرآن
ادامه ی مطالب به تدريج در سایت مدرسه سلطان العلما بندر لنگه ارائه خواهد شد .
بسم الله الرحمن الرحیم
واژه مجاز می تواند بمعنی: گذشتن از مرز خود باشد، و در دستور و زبان بمعنی: گذشتن از مرز حقیقت باشد، و می تواند بمعنی: روا بودن باشد، و در دستور و زبان بمعنی: روا بودن گفتن چیزی بجای چیز دیگر باشد. موضوع مجاز اینست که می توان واژه ای را بجای واژه ديگر، يا جمله ای را بجای جمله
ديگر، و يا شبه جمله ای را بجای شبه جمله ای دیگر، یا عبارتی را بجای عبارتی دیگر بکار گرفت در صورتی که نوعی رابطه و نسبت و تناسبی ميان آنها وجود داشته باشد. مثلاً رابطه علت و معلولی داشته باشند، يا لازم و ملزوم همديگر باشند، يا شامل همديگر بشوند، یا یکی دیگری را در بر بگیرد، يا یکی بخشی از دیگری باشد، یا یکی جانشین دیگری باشد، یا یکی نتیجه دیگری باشد، و غیره. و زبان مجاز برای زیبا سازی و ساده سازی گفتار و نوشتار یا احترام یا ویژه سازی (مانند اطلاق نام فرد بر قبیله) و غیره می باشد.
« يُـرِيـدُونَ أَن يُـطْـفِـؤُواْ نـُورَ الـلّـهِ بِـأَفـْوَاهِـهـِمْ...: می خواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند (توبه: 32)». یعنی: با فوت کردنهای خود می خواهند نور خدا را خاموش کنند.
« وَ قـَطـَّعـْنَ أَيـْدِيـَهُـنَّ ...: و دستهای خود را بریده بریده نمودند (یوسف:31)». یعنی پوست و گوشت دستهای خود را بریده بریده نمودند.
منبع:قرآن شناسی
ادامه مطلب
بر طبق قرآن, آفرينش اين جهان در شش روز يا شش هنگام صورت گرفته است. اين موضوع در ۱۰ آيه شرح داده شده است
|
در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استوا نمودروز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مىپوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شدهاند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان |
|
همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استوا نمود رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبرهاى بپرس [كه مىداند] |
|
اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استوا نمودآنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مىداند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مىكنيد بيناست |
|
|
ادامه مطلب
((بسم الله الرحمن الرحیم))
واژه «تـَفـسير» به معـنی: "روشن نـمـودن چيز ناروشن" است. مثلاً وقتی بيمار به پزشک مراجعه میکند و مشکل خود را به پـزشـک می گـويد، کاری که پزشک می کند (يعنی معاينه و آزمـايـشـاتی که بـرای روشـن و مشخص نمودن نوع و دليل ناراحتی بيمار انجام می دهد) تـفـسـير است.
تـفـسـيـر نمودن قـرآن نيز به همين ترتيب است. يعنی قـرآن از نظر معنی آيات ناروشن دارد که بايد روشن کرده شوند. مثال:
« وَ جَـعَـلَ لَـکُـمُ الـسَّـمْـعَ وَ الاَبـْـصـارَ = و برای شما شنوائی و بـيـنـائـيـهـا قرار داد» (سجده 9).
در اين آيه واژه «سَـمع (شنوائی)» مـفـرد آمده و واژه «ابصار (بينائيها)» جمع آمده است. مـفـرد بـودن شـنـوائی و جـمـع بودن بينائی" مـقـوله ناروشنی است و بايد آنرا روشن کرد. روشن نمودن آن تفـسير نمودن آن است.
مـثـال ديـگـر:
فصلت 37: «لا تـَسْـجُـدوا لِلشَّـمْـسِ وَ لا لِـلْـقَـمَـرِ وَ اسْـجُـدوا لِلهِ الـَّذی خَـلـَقـَهُـنَّ».
« نه به خورشيد و نه ماه هيچکدام سجده نکنيد بلکه برای کسی سجده کنيد که آنها را آفـريده است».
در اين آيه يک نکته ناروشن وجود دارد و آن اين است که در زبـان عـربی ضـمـيـر بـرای مـفـرد (يک چيز) و برای مثنی (دو چـيز) و برای جمع (سه چيز به بالا) صرف می شود. در حالـيـکـه آيـه از مـاه و خورشـيـد کـه دو چيز هستند صحبت می کند ولی بجای ضـمير مناسب آنها که ضمير دوتائی «هُـمـا» به معنی آنـدو باشد ضمـير جمع « هُـنَّ » بمعـنـی «آنها» بکار برده،؟ يعنی گفـته «ماهـهـا و خورشيدها» را آفريد! اين موضـوع روشـن نيست و نياز به روشن شدن دارد. روشـن نـمـودن آن تفـسـيـر نمودن آنست.
تفسیر قرآن اساساً مربوط به معانی واژه ها و جملات و دستور و زبان و ادبیات می شود. و از این فراتر نمی رود.
تفسیر سوره ی فاتحه
در واقع زندگی در سایه ی قرآن نعمتی است که ارج و ارزشش را نمی شناسد جزکسی که آن را خود چشیده باشد.
نعمتی است که بر عمر می افزاید و پاکیزه و مبارکش می گرداند.
ما نیز تفسیر سوره ی فاتحه را چون اساسی ترین امر در نماز می باشد به شما خوانندگان محترم ارائه می دهیم.
مسلمان این سوره ی کوتاه را که هفت آیه دارد , دست کم هفده بار در شبانه روزتکرار می کند.
این سوره با (بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) آغاز می گردد. در این اختلاف است که آیا این جمله, آیه ای از هر سوره است یا اینکه آیه ای از قرآن است. که هر سوره ای با آن آغاز می گردد. قول راجع این است که آیه ای از سوره ی فاتحه است, در نتیجه آیات این سوره هفت تا می شود.
وصف خدای متعال در آغاز سوره به (بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) « به نام الله مهربان مهرورز » است که در برگیرنده ی همه ی معانی رحمت و حالات ان است.
مهربان ترجمه ی دقیق واژه ی (الرَّحْمنِ ) است که اتّصاف ذات به رحمت را می رساند.
چون سراپای خداوند رحمت است .
مهرورز نیز ترجمه ی دقیق (الرَّحِيمِ ) است که صفت مشبه ای است که بیانگر ارتباط رحمت با مردم است.
(الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ) .« شکر و سپاس خدای جهانیان را سزاست ».
حَمد که از مصدر حَمِدَ – یَحمَدُ گرفته شده, شاید به معنای ستایش ترجمه شود.
در این آیه توجه به خدا دست می دهدو دل و زبان در ستایش خدای سبحان و توصیف ذات او به پروردگاری مطلق برای جهانیان, همنوا و همداستان می شود.
احساسی است که دل شخص مسلمان به خاطر بردن نام خدا از آن پرو لبریز می گردد.
چه وجودش پیش از هر چیز نعمتی از دریای بی انتهای نعمت های الهی بوده که هر یک از آنها خود در خور حمد و ثنا است.
بنابراین, در آغاز و انجام و در دنیاو آخرت, « حمد و سپاس خدا را سزاست ». ستونی از ستونهای قابل لمس ساختمان اندیشه ی اسلامی است:
( وَ هُوَ اللهُ لا إلاّ هُوَ لَهُ الحَمدُ فی الأُولی وَ الاخِرَةِ ... )
« اوست خدا و جز او خدائی نیست, و در دنیا و آخرت تنها اوست مستحق حمد و ستایش است». ( قصص/ 70 )
پس ستایش ( حمد ) تنها کار زبان نیست, بلکه در روان و قلب ِ انسان ریشه دارد.
نخست باید شناخت و بعد حبّ و علاقه پیدا شود تا این حبّ و شناخت زبان را به حرکت در آورد.
بنابراین حمد به درون هم ارتباط دارد. اگر کسی , دیگری را ستایش کند, ولی ستایش گر در برابر آن وصفی که ستایش کرده موضع درستی نگیرد , این ستایش, حمد نخواهد بود.
اما قسمت دوم آیه : (رَبِّ الْعَالَمِينَ) َربّ در اصل مصدر ربَّ یَرُبُّ به معنای پروردن است.
که به امر اصلاح و پرورش مشغول باشد- که آن هم شامل جهان ها و جهانیان – یعنی همه ی پدیده ها – می گردد. پس خداوند متعال هم, دنیا را نیافریده است تا پس از آفریدن, سرگشته و رهایش سازد و هیچ گونه نظارتی برآن نداشته باشد.
بلکه بر عکس, همیشه میان آفریدگار و آفریده ها در هر زمانی و در هر حالتی, ارتباط ناگسستنی و همیشگی بر قرار است.
تا اینکه همه ی جهان ها و جهانیان , روبه سوی خدای یگانه ای کنند, و معترف به سروری و آقایی او باشند, و رنج خدایان مختلف و ضلالت و سرگشتگی میان خداوند گاران گوناگون و متفرّق را از دوش خود به دور اندازند...
تا آن گاه دل و وجدان این جهان ما و جهانیان تحت حفاظت و نگهبانی همیشگی خدا بیارامد و زیر سایه ی پروردگاری قائم و پا برجا بیاساید, و بداند و اطمینان یابد به اینکه این نگهداری و نگهبانی پروردگاری , نمی گسلد و سست نمی گردد.
در این هنگام است که عقیده ی اسلامی, رحمت به نظر می رسد, رحمت حقیقی برای دل و عقل, رحمتی که در آن زیبائی و سادگی, وضوح و هماهنگی, قرب و اُنس, و هم نوائی ملموس و عمیقی با فطرت دارد.
z(َالرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) . « بخشنده و مهربان است » . هر دو واژه از ریشه ی رحمت گرفته شده اند که به معنای مهر است. که مهر یا رحمت دو مظهر دارد: جلب منافع و دفع مضّار.
صفت الرَّحمان بروزن فَعلان, صفت مشبه است و بیانگر آن است که موصوف از تمام آن وصف برخوردار است.
دوباره در اینجا می بینیم که (الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) در متن سوره با آیه ی مستقلی تکرار می گردد تا نشانه ی بارزی از آن پروردگاری و الویت فراگیر باشد و تا پایه های رابطه ی همیشگی میان آفریننده و آفریدگانش را پا برجا و استوار دارد.
این رابطه ای است که پایه ی آن بر آرامش استوار است و چشمه ی مودّت و محبّت را به جوش و خروش می اندازد...
پروردگار متعال در اسلام , بر بندگانش همچون دشمنان و بد سگالان حمله نمی برد.
(مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) . « مالک روز جزاست » .
مالک از مصدر مِلک و مِلک از مصدر مُلُک است.
مِلک یعنی در اختیار داشتن و دارا بودن به صورت عملی .
یَوم, به معنای روز است, اما گاهی به معنای روزگار به کار می رود, یعنی از آن محدودیت خارج می شود و به معنای دراز, که آغاز و پایانی دارد به کار می رود.
یَومِ الدّین هم زمانی است که از شیپور به خواب رفتن که همان نفخ صور اول است شروع می شود و تا نهایت محاسبه و محاکمه و ورود به بهشت و جهنم ادامه دارد.
اعتقاد به روز جزا, اصلی از اصول کلی عقیده ی اسلامی است و از این نظر دارای ارزش است که چشم و دل مردم را متوجه ی جهان دیگری می کند که به دنبال این جهان خاکی خواهد آمد, لذا از این که در مدّت زمان عمر کوتاه و محدود خویش و در فرصت های زمینی اندک و محصور این جهان خاکی, اگر نتوانند به پاداش کوشش خود برسند و نتیجه ی کردارشان را ببینند, اضطراب آنان را فرا نمی گیرد و افسردگی و پریشانی ایشان را بازیچه ی دست خود قرار نمی دهد.
در این صورت کارها را به خاطر خوشنودی خداوند انجام می دهند و برای رسیدن به پاداش کارهایشان, به انتظار می نشینند تا هر وقت خدا مقدّر و معیّن فرموده باشد, چه در این کره ی خاکی و چه در جهان واپسین, نتیجه ی کوشش خود را دریافت دارند.
به خاطر خدا و امید به لطف او در آرامش به سر می برند و مطمئن هستند که جز نیکی در مسیرشان نخواهد بود.
باورمندان به آخرت, و ناباوران به دنیای واپسین, از لحاظ احساس, اخلاق, رفتار و کرداربرابر نمی باشند, بلکه از حیث اخلاق دو گروه متفاوت بوده و همچنان که در این کره ی خاکی از نظر کردار همسان نمی باشند, در آخرت هم از لحاظ اجر و پاداش با یکدیگر همسان نیستند,... و این دو راهه ی جدائی است
